مدرسه به مثابه مرکز اجتماع (Community Hub): تبدیل مدرسه به پایگاهی برای خدمات اجتماعی و یادگیری مادام العمر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_16742
تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404
چکیده مقاله:
مدرسه به عنوان یکی از کهن ترین و بادوام ترین نهادهای اجتماعی، در طول تاریخ کارکردهای گوناگونی را تجربه کرده است. از انتقال میراث فرهنگی و تربیت نیروی کار مورد نیاز جامعه تا جامعه پذیری و شکل دهی به هویت نسل جوان، همگی در زمره مسئولیت های این نهاد حیاتی بوده است. با این حال، تحولات شتابان اجتماعی، اقتصادی و فناورانه دهه های اخیر، همراه با تجارب بی سابقه دوران پاندمی کووید-۱۹، ضرورت بازاندیشی اساسی در کارکردها، ساختار و مرزهای مدرسه را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این میان، الگوی "مدرسه به مثابه مرکز اجتماع" (School as a Community Hub) به عنوان یک چشم انداز نوین و تحول آفرین مطرح شده است که در آن مدرسه فراتر از یک مکان صرف برای آموزش رسمی کودکان و نوجوانان، به پایگاهی پویا و چندکارکردی برای ارائه طیف وسیعی از خدمات اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و یادگیری به تمامی گروه های سنی جامعه تبدیل می شود. مقاله حاضر که با رویکردی تحلیلی-تلفیقی و با بهره گیری از آخرین یافته های پژوهشی و اسناد سیاست گذاری بین المللی در حوزه مطالعات آینده آموزش، جامعه شناسی آموزش و برنامه ریزی توسعه اجتماعی تدوین شده است، درصدد تبیین مبانی، ابعاد، کارکردها و الزامات تحقق الگوی مدرسه به عنوان مرکز اجتماع می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که الگوی مذکور دارای پنج کارکرد اساسی است: ۱) کارکرد آموزشی-پرورشی (ارائه آموزش های رسمی و غیررسمی برای تمامی گروه های سنی، ترویج یادگیری مادام العمر، و توانمندسازی مهارتی جامعه)، ۲) کارکرد رفاهی-حمایتی (ارائه خدمات بهداشتی-درمانی اولیه، تغذیه، مشاوره و مددکاری اجتماعی)، ۳) کارکرد فرهنگی-اجتماعی (تقویت انسجام اجتماعی، ترویج مشارکت مدنی، ایجاد سرمایه اجتماعی، و حفظ و اشاعه فرهنگ محلی)، ۴) کارکرد توسعه ای-اقتصادی (ایجاد فرصت های کارآفرینی محلی، ارائه آموزش های مهارتی برای اشتغال، و تسهیل ارتباط با بازار کار)، و ۵) کارکرد مدنی-سیاسی (تقویت جامعه پذیری سیاسی، آموزش حقوق شهروندی، و ایجاد بستری برای گفتگوی بین نسلی). تحقق این الگو، مستلزم دگرگونی های بنیادین در نگرش سیاست گذاران، ساختار فیزیکی مدارس، برنامه های درسی، نقش معلمان و مدیران، و نیز ایجاد مشارکت و همکاری گسترده میان نهادهای دولتی، سازمان های مردم نهاد، بخش خصوصی و خود مردم محلی است. مقاله در ادامه، ضمن تحلیل چالش های فراروی پیاده سازی این الگو در ایران (از جمله چالش های قانونی-ساختاری، فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی-مالی، و حرفه ای-مدیریتی)، راهکارهایی عملی و بومی سازی شده برای گذار تدریجی از رویکرد سنتی به رویکرد مدرسه اجتماع محور ارائه می دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا مولوی
کارشناس آموزش ابتدایی
معصومه ملکی
کارشناسی ارشد الهیات و معارف اسلامی
زهرا سبحانی
کارشناس آموزش ابتدایی