سرمایه اجتماعی مدرسه: چگونه اعتماد و تعامل بین اولیا و مدرسه را افزایش دهیم؟

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_16738

تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404

چکیده مقاله:

در دهه های اخیر، مفهوم سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از کلیدی ترین شاخص های سنجش سلامت، پویایی و کارآمدی جوامع و نهادهای اجتماعی مورد توجه گسترده صاحب نظران حوزه های جامعه شناسی، اقتصاد و علوم تربیتی قرار گرفته است. مدرسه به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی پس از خانواده، نه تنها عهده دار تربیت علمی و پرورش نسلی آگاه و متعهد است، بلکه خود به مثابه یک اجتماع کوچک، از تعاملات، روابط، هنجارها و شبکه های اجتماعی تاثیرپذیر و تاثیرگذار برخوردار می باشد. در این میان، "سرمایه اجتماعی مدرسه" که عمدتا بر پایه اعتماد متقابل، هنجارهای همکاری و شبکه های تعاملی میان کنشگران اصلی آن یعنی مدیران، معلمان، دانش آموزان و به ویژه اولیا استوار است، نقش بی بدیلی در تسهیل فرآیندهای آموزشی، افزایش کیفیت یادگیری، کاهش مشکلات رفتاری و ایجاد محیطی امن، حمایتگر و نشاط آفرین ایفا می کند. مقاله حاضر که با رویکردی تحلیلی-توصیفی و با بهره گیری از آخرین یافته های پژوهشی و چارچوب های نظری مرتبط تدوین شده است، درصدد تبیین مفهوم سرمایه اجتماعی مدرسه، تحلیل اهمیت اعتماد و تعامل میان اولیا و مدرسه، و ارائه راهکارهای عملی و مبتنی بر شواهد برای تقویت این سرمایه حیاتی می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سرمایه اجتماعی مدرسه دارای ابعاد چندگانه ای از جمله اعتماد شناختی و عاطفی، شبکه های ارتباطی درونی و بیرونی، هنجارهای همیاری و حمایت متقابل، و مشارکت موثر و مسئولانه است. این سرمایه ارزشمند از طریق مکانیسم های متعددی مانند تسهیل جریان اطلاعات، کاهش هزینه های نظارت و کنترل، ایجاد احساس تعلق و هویت مشترک، و تقویت انگیزه های درونی برای همکاری، به طور مستقیم و غیرمستقیم بر کیفیت فرآیندها و بروندادهای آموزشی تاثیر می گذارد. با این حال، در بسیاری از مدارس، به دلایل مختلف از جمله ضعف در ارتباطات، بی اعتمادی تاریخی، فقدان شفافیت، نبود ساختارهای مشارکت جویانه، و تغییرات سریع اجتماعی، سرمایه اجتماعی دستخوش فرسایش شده و تعامل اولیا و مدرسه به حداقل ممکن کاهش یافته است. مقاله در پایان، با ارائه راهکارهایی عملی در سطوح مختلف (فردی، بین فردی، سازمانی و فراسازمانی)، بر این نکته تاکید می کند که بازسازی و تقویت سرمایه اجتماعی مدرسه، نه یک اقدام حاشیه ای و تزئینی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای تحقق اهداف متعالی تعلیم و تربیت در عصر حاضر است.

نویسندگان

حسین صدیقی دریجانی

لیسانس علوم تجربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان

محمدرضا ابراهیم پور

لیسانس علوم قضایی دانشگاه آزاد جیرفت

مینا مرادی جرجندی

کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی

فریبا مرسلی

کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه شهید باهنر کرمان