نقش تدریس مبتنی بر بازی های معنا دار در شکل گیری انگیزش درونی و درک مفهومی دانش آموزان پایه دوم ابتدایی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_5387
تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404
چکیده مقاله:
در عصر حاضر، نظام های آموزشی در جست وجوی رویکردهایی هستند که نه تنها انتقال دانش را تسهیل کنند، بلکه شوق یادگیری و فهم عمیق را در فراگیران نهادینه سازند. این مقاله به بررسی نقش تدریس مبتنی بر بازی های معنا دار در شکل گیری انگیزش درونی و درک مفهومی دانش آموزان پایه دوم ابتدایی می پردازد. رویکرد تلفیقی به کار گرفته شده در این پژوهش، بر پایه نظریه های بنیادین روان شناسی تربیتی شامل نظریه خودتعیین گری (SDT)، یادگیری معنادار دیوید آزوبل، نظریه تعامل اجتماعی ویگوتسکی و نظریه بار شناختی (CLT) استوار است. بازی های معنادار، به عنوان فعالیت های هدفمند، چالشی و در بافتی اجتماعی تعریف می شوند که محتوای آموزشی را در قالبی جذاب و مرتبط با زندگی واقعی فراگیران ارائه می دهند. نتایج تحلیلی این مطالعه نشان می دهد که این نوع از بازی ها از طریق ارضای سه نیاز اساسی روان شناختی خودتعیین گری یعنی شایستگی، خودمختاری و احساس تعلق، بستر لازم برای شکوفایی انگیزش درونی را فراهم می سازند. هنگامی که دانش آموزان از انجام یک فعالیت لذت می برند و آن را ذاتا ارزشمند می دانند، تمایل درونی قوی تری برای درگیری پایدار با محتوا و غلبه بر چالش ها از خود نشان می دهند. از سوی دیگر، درک مفهومی که مستلزم ساخت شبکه ای منسجم و قابل انتقال از دانش است، با کمک بازی های معنادار تقویت می شود. این بازی ها با ایجاد «پیش سازمان دهنده های» عینی و ملموس، به دانش آموزان پایه دوم کمک می کنند تا مفاهیم انتزاعی را به دانش قبلی خود پیوند زده و در حافظه درازمدت معنادار کنند. نظریه بار شناختی نیز هشدار می دهد که طراحی این بازی ها باید به گونه ای باشد که بار اضافی بر حافظه فعال تحمیل نکند و منابع شناختی را معطوف به پردازش ذاتی و مرتبط با هدف یادگیری نماید. از بعد اجتماعی، فضای تعاملی بازی ها، منطقه تقریبی رشد (ZPD) را فعال ساخته و یادگیری را از طریق گفت وگو، همکاری و بازخورد هم سالان عمق می بخشد. این پژوهش در نهایت نتیجه می گیرد که تلفیق سنجیده و مبتنی بر چارچوب نظری بازی های معنادار در برنامه درسی پایه دوم ابتدایی، می تواند به عنوان یک راهبرد تحول آفرین، هم زمان بر چالش های انگیزشی و شناختی این مقطع کلیدی غلبه کند و تجربه ای لذت بخش و موثر از یادگیری را برای دانش آموزان به ارمغان آورد. کاربست این یافته ها می تواند منجر به طراحی محیط های یادگیری پویا، دانش آموزمحور و غنی شده برای کودکان شود.
نویسندگان
زهرا کریمی پور نمچ
آموزگار پایه دوم آموزش و پرورش ناحیه یک کرمان