تحلیل تربیت بدنی مدرسه بر اساس نظریه خودتعیین گری
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_5384
تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404
چکیده مقاله:
تربیت بدنی به عنوان جزئی جدایی ناپذیر از نظام تعلیم و تربیت رسمی، دارای اهدافی فراتر از تکامل جسمانی و کسب مهارت های حرکتی است؛ این حوزه می تواند در تحقق اهداف متعالی تری چون پرورش شهروندان سالم، خلاق، مسئول و دارای انگیزه درونی نقش محوری ایفا کند. با این حال، مسئله اصلی این پژوهش، شکاف عمیق میان ظرفیت های نظری تربیت بدنی و واقعیت اجرایی آن در مدارس ایران است. در عمل، درس تربیت بدنی غالبا در حاشیه برنامه درسی قرار گرفته، به رویکردی ابزاری برای سنجش آمادگی جسمانی تنزل یافته یا صرفا به عنوان فرصتی برای تخلیه انرژی دانش آموزان درنظر گرفته می شود. این امر منجر به غلبه انگیزش بیرونی (نظیر کسب نمره، اجتناب از تنبیه یا رقابت برای کسب مقام) بر انگیزش درونی شده است. پیامد چنین وضعیتی، نه تنها کاهش مشارکت فعال و لذت بخش دانش آموزان از فعالیت بدنی در زمان حال است، بلکه می تواند به شکل گیری هویتی منفی نسبت به ورزش، تضعیف سلامت روان در بلندمدت و ایجاد نابرابری در دسترسی به تجربه های باکیفیت حرکتی بینجامد. این شکاف، مسئله «عدالت شناختی/معرفتی» را نیز پررنگ می سازد؛ بدین معنا که دانش تجربه شده و embodied دانش آموزان در حوزه جسمانیت و حرکت، در نظام ارزشیابی و برنامه ریزی رسمی، اغلب به رسمیت شناخته نمی شود.هدف این پژوهش، تحلیل مفهومی و نظری جایگاه و کارکرد درس تربیت بدنی مدرسه با تکیه بر چارچوب روانشناختی «نظریه خودتعیین گری» است. این نظریه که بر پایه ارضای سه نیاز روانشناختی اساسی خودمختاری، شایستگی و ارتباط بنا شده، لنز قدرتمندی برای بازخوانی اهداف، محتوا، روش های تدریس و ارزشیابی در تربیت بدنی فراهم می آورد. روش این پژوهش، تحلیلی-نظری و با رویکردی کیفی است که از طریق مطالعه عمیق متون پایه نظریه خودتعیین گری و تطبیق آن با ادبیات تربیت بدنی و برنامه درسی انجام شده است.یافته های مفهومی این تحلیل نشان می دهد که تربیت بدنی مبتنی بر خودتعیین گری، مستلزم عبور از الگوی دستوری و یکسان ساز به سوی الگویی حمایت کننده، انعطاف پذیر و دانش آموزمحور است. در چنین الگویی، معلم به جای نقش آمرانه، به تسهیل گری تبدیل می شود که با ارائه انتخاب های معنادار، تنظیم چالش های بهینه مطابق با سطح شایستگی هر دانش آموز و خلق فضایی حمایتی و مرتبط، بستر ارضای سه نیاز اساسی را فراهم می کند. ارزشیابی نیز از حالت قضاوت گرایانه و مقطعی خارج شده و به فرآیندی تکوینی، توصیفی و مشارکتی بدل می گردد که بر پیشرفت فردی و خودنظارتی تاکید دارد. این تغییر نگرش، تربیت بدنی را از یک درس حاشیه ای به محلی برای تجربه «یادگیری معنادار» (با پیوند به نظریه آزوبل) و «ساخت فعال دانش حرکتی در بافت اجتماعی» (با پیوند به دیدگاه ویگوتسکی) تبدیل می کند. همچنین، توجه به «بار شناختی» در طراحی فعالیت ها، از اشباع و سردرگمی دانش آموزان جلوگیری کرده و فرآیند درونی سازی انگیزش را تسهیل می نماید.نتیجه گیری کلی این است که به کارگیری نظریه خودتعیین گری به عنوان چارچوب راهنما می تواند تحولی کیفی در نگرش به تربیت بدنی مدرسه ایجاد کند. این تحول، تربیت بدنی را به عاملی موثر در افزایش انگیزش درونی، تقویت سلامت روان، پرورش هویت ورزشی مثبت، و ترویج عدالت آموزشی از طریق توجه به نیازها و علایق متنوع دانش آموزان تبدیل می سازد. در نهایت، این رویکرد با معارف اسلامی در باب کرامت ذاتی انسان، اختیار و مسئولیت او، و ضرورت تعادل و تربیت همه جانبه (جسم و روح) هم سو و هم خوان است. تحقق این چشمانداز نیازمند بازنگری در برنامه درسی، توانمندسازی معلمان و ایجاد فرهنگ مدرسه ای حمایت کننده از خودمختاری است.
نویسندگان
ژیلا علیزاده
اداره آموزش وپرورش شاهین شهر
فاطمه پوردایی
اداره آموزش وپرورش شاهین شهر
صفورا حیدری گندمکاری
اداره آموزش وپرورش شاهین شهر
محدثه درامان
اداره آموزش وپرورش شاهین شهر