از آموزش انفعالی تا بهسازی رهایی بخش: مدل تلفیقی برای توانمندسازی منابع انسانی آموزشی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_5376

تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف ارائه یک مدل تلفیقی نوین با عنوان «بهسازی رهایی بخش منابع انسانی آموزشی» (Educational Human Resource Liberatory Improvement - EHLRI) از طریق ادغام نظریه های روان شناختی و تربیتی معاصر شکل گرفته است. این مدل در پاسخ به کاستی های رویکردهای سنتی که عمدتا بر آموزش انفعالی و انتقال دانش متمرکز هستند، تدوین شده است. مسئله اصلی این پژوهش، شکاف میان شیوه های رایج آموزش منابع انسانی در سازمان ها و موسسات آموزشی که به تربیت نیروهایی صرفا تابع و فاقد توانایی تفکر انتقادی و اقدام رهایی بخش منجر می شود، و نیاز مبرم به رویکردی است که کرامت انسانی، خودتعیینی و عدالت را در کانون توجه قرار دهد.چارچوب نظری پژوهش، مبتنی بر تلفیق نظریه خودتعیین گری (SDT) (دسی و رایان، ۲۰۰۸) برای تبیین انگیزه های درونی، یادگیری معنادار آزوبل (۱۹۶۸) برای تضمین عمق دانش، ساخت گرایی اجتماعی ویگوتسکی (۱۹۷۸) برای برجسته سازی نقش اجتماع در توسعه، نظریه بار شناختی (CLT) (کلاسن و همکاران، ۲۰۰۵) برای بهینه سازی فرآیندهای یادگیری، عدالت شناختی/معرفتی (اسمیت، ۲۰۱۲) برای تضمین دسترسی و مشارکت برابر، و در نهایت، پارادایم آموزش رهایی بخش (فریره، ۱۹۷۰) به عنوان گفتمان کلان برای دستیابی به آگاهی نقادانه و اقدام تحول آفرین است.یافته های نظری این پژوهش نشان می دهد که آموزش اثربخش منابع انسانی نه تنها باید به انتقال مهارت ها بپردازد، بلکه باید بستری فراهم آورد تا افراد بتوانند نیازهای بنیادین روان شناختی خود (شایستگی، خودمختاری و ارتباط) را ارضا کنند (SDT). یادگیری زمانی پایدار است که با دانش پیشین پیوند بخورد (آزوبل) و در بستر تعامل معنادار اجتماعی شکل گیرد (ویگوتسکی). با مدیریت موثر بار شناختی، می توان ظرفیت یادگیرندگان را برای پردازش اطلاعات عمیق تر به سمت معناسازی و کنشگری آزادانه هدایت کرد. تلفیق این عناصر، زمینه ساز تحقق «بهسازی رهایی بخش» است که در آن، منابع انسانی نه تنها بهبود می یابند، بلکه توانمند به بازاندیشی و تغییر ساختارهای ناعادلانه می شوند. این مدل، ابعاد شناختی، انگیزشی، هویتی و اخلاقی-عدالتی را برای توانمندسازی جامع در بر می گیرد.نتیجه این پژوهش، ارائه مدل EHLRI به عنوان یک چارچوب نظری منسجم برای گذار از آموزش های واکنشی به توسعه ای فعال و رهایی بخش در سازمان های آموزشی است که نه تنها کارایی را افزایش می دهد، بلکه زمینه ساز عدالت سازمانی و حرفه ای است.

نویسندگان

پخشان عزیزی بانه

آموزش و پرورش استان کردستان شهر بانه