الگوی تدریس معنادار عدالت محور

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_5367

تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404

چکیده مقاله:

آموزش و پرورش معاصر با چالش های بنیادینی در زمینه ایجاد یادگیری عمیق، معنادار و عادلانه مواجه است. روش های سنتی تدریس که مبتنی بر انتقال دانش و کنترلی سفت و سخت هستند، نتوانسته اند پاسخگوی نیازهای پیچیده شناختی، روان شناختی و هویتی دانش آموزان هزاره سوم باشند. این امر منجر به افت محسوس انگیزش درونی، بیگانگی از فرآیند یادگیری و تداوم نابرابری های آموزشی شده است. مسئله اصلی این پژوهش مفهومی، فقدان یک الگوی تدریس جامع است که بتواند در یک چارچوب واحد، اصول یادگیری معنادار (آزوبل)، خودمختاری یادگیرنده (SDT)، تعامل اجتماعی (ویگوتسکی و CLT) و عدالت آموزشی را تلفیق نماید. هدف این پژوهش، طراحی چارچوب نظری و مفهومی یک «الگوی شیوه تدریس معنادار عدالت محور» است که اقتدار حرفه ای معلم را در محوریت قرار داده و همزمان خودمختاری شناختی و انگیزشی دانش آموز را تقویت کند.روش شناسی این پژوهش، تفسیری-مفهومی و غیرآزمایشی بوده و بر رویکرد تلفیقی نظری استوار است. چارچوب نظری پیشنهادی، تلفیقی پیچیده از نظریه های بنیادین یادگیری و آموزش است. این چارچوب شامل نظریه خودتعیین گری (SDT) برای تبیین نیازهای اساسی روان شناختی (شایستگی، ارتباط، خودمختاری)، نظریه یادگیری اجتماعی-فرهنگی ویگوتسکی و رویکرد تعامل زبانی کلاسی (CLT) برای تاکید بر نقش بافت اجتماعی و زبان در ساخت دانش، یادگیری معنادار آزوبل برای تضمین پیوند سازگارانه دانش جدید با طرح واره های پیشین، زیبایی شناسی آموزشی آیزنر برای غنا بخشیدن به تجربه زیسته یادگیری و در نهایت، مفهوم عدالت شناختی برای اطمینان از دسترسی برابر و مشارکت معنادار همه یادگیرندگان، به ویژه حاشیه ای ها، است.یافته های مفهومی پژوهش نشان می دهد که این الگو می تواند در شش بعد عملیاتی شود: ۱. بعد انگیزشی-خودمختار (تاکید بر انتخاب و مالکیت یادگیرنده)، ۲. بعد شناختی-معنایی (تمرکز بر سازمان دهندگان پیشین و عمق پردازش)، ۳. بعد عدالت محور (تضمین دسترسی عادلانه به فرصت های یادگیری و بازخورد منصفانه)، ۴. بعد زیبایی شناختی (ایجاد تجربیات یادگیری جذاب و تحریک کننده حس کنجکاوی)، ۵. بعد تعاملی-اجتماعی (استفاده از گفت وگوهای سطح بالا و منطقه مجاور رشد)، و ۶. بعد اخلاقی-هویتی (پرورش حس مسئولیت پذیری و عاملیت اخلاقی معلم و دانش آموز). نوآوری اصلی مقاله در ارائه یک مدل عملیاتی است که در آن «اقتدار حرفه ای معلم» نه به عنوان قدرت دستوری، بلکه به عنوان عاملیت اخلاقی و شناختی برای ایجاد زمینه هایی جهت شکوفایی خودمختاری یادگیرنده تعریف می شود. این الگو، شکاف میان انتقال اطلاعات و تحقق یادگیری عمیق، همزمان با ارتقاء اصول عدالت آموزشی در محیط کلاس را پر می کند. کاربردهای این الگو فراتر از بهبود عملکرد تحصیلی است و به توانمندسازی حرفه ای معلمان، بازنگری در برنامه های درسی و تربیت شهروندانی فعال و خودآگاه در جوامع دموکراتیک کمک شایانی خواهد کرد. این مدل راهبردی برای تحول پارادایمی در شیوه های تدریس سنتی در نظام های آموزشی فارسی زبان ارائه می دهد.

نویسندگان

غزاله سلحشور

(مدیر دبستان ) شهرستان رباط کریم