نقش حکمرانی آموزشی در ارتقای کیفیت تدریس
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_5365
تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404
چکیده مقاله:
مسئله پژوهش: نظام های آموزشی نوین، برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار و تربیت شهروندانی کارآمد، نیازمند مدرسانی هستند که نه تنها دارای دانش محتوایی غنی باشند، بلکه توانایی های کیفی در برانگیختن یادگیری عمیق، خلاقیت و سلامت روان دانش آموزان را نیز به نمایش بگذارند. با این حال، پژوهش های متعددی نشان می دهند که کیفیت تدریس در بسیاری از سطوح آموزشی، با چالش های ساختاری، مدیریتی و فرهنگی مواجه است که ریشه در ضعف یا ناکارآمدی مکانیزم های حکمرانی آموزشی دارد. حکمرانی آموزشی، فراتر از مدیریت صرف، به مجموعه پیچیده ای از روابط قدرت، مسئولیت پذیری، شفافیت و مشارکت ذی نفعان در تعیین مسیر و منابع آموزشی اطلاق می شود. ضعف در این حوزه، موجب تضعیف اقتدار حرفه ای معلمان، کاهش انگیزش درونی، نادیده انگاشته شدن عدالت آموزشی و در نهایت، افت کیفیت تدریس در کلاس های درس می شود. این مقاله بر آن است تا تحلیل جامعی از پیوند میان چارچوب های حکمرانی آموزشی و مولفه های کلیدی کیفیت تدریس ارائه دهد و مشخص کند چگونه حکمرانی مطلوب می تواند به عنوان یک کاتالیزور اساسی در بهبود فرآیندهای یاددهی-یادگیری عمل کند.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نظری و تبیین سازوکارهای تاثیرگذاری حکمرانی آموزشی (شامل ابعاد تمرکززدایی، پاسخگویی، شفافیت و مشارکت) بر ارتقای کیفیت تدریس از منظر مولفه های روانشناختی، شناختی و حرفه ای معلمان است. این پژوهش به دنبال ترسیم یک مدل مفهومی تلفیقی است که نشان دهد چگونه یک نظام حکمرانی فعال و توسعه محور می تواند زمینه ساز فراهم آوری منابع، حمایت حرفه ای و ایجاد محیط های کاری توانمندساز برای معلمان باشد، در نتیجه کیفیت تدریس را متحول سازد.چارچوب نظری تلفیقی: این تحقیق با اتکا به یک چارچوب نظری تلفیقی غنی، به بررسی رابطه مذکور پرداخته است. هسته اصلی نظری بر ترکیب نظریه خودتعیین گری (SDT) (دسی و رایان، ۱۹۸۵) استوار است که تاکید می کند تامین نیازهای بنیادین روانی (شایستگی، خودمختاری و ارتباط)، انگیزه درونی معلمان را تقویت کرده و مستقیما بر کیفیت تدریس اثر می گذارد. این رویکرد با ساخت گرایی اجتماعی ویگوتسکی پیوند می خورد تا نشان دهد حکمرانی باید محیطی مشارکتی (منطقه مجاور رشد) فراهم آورد. همچنین، نظریه یادگیری معنادار آزوبل بر اهمیت طراحی تدریس منسجم توسط معلم تاکید دارد که نیازمند اختیار حرفه ای (اقتدار) تحت حکمرانی مطلوب است. در ادامه، نظریه بار شناختی (CLT) (کلاوسنر و وون-لایرمن) ابزاری برای تحلیل تاثیر مقررات بیش از حد یا منابع ناکافی (ناشی از حکمرانی ضعیف) بر ظرفیت شناختی معلمان فراهم می آورد. در نهایت، زیبایی شناسی آموزشی آیزنر و مفهوم عدالت شناختی/معرفتی چارچوبی برای ارزیابی کیفیت تدریس فراتر از صرفا بازدهی کمی ارائه می دهند، با این فرض که حکمرانی باید زمینه ساز اجرای روش های تدریس اصیل باشد.روش پژوهش: این پژوهش ماهیتی غیرآزمایشی داشته و بر مبنای روش تحلیلی-اسنادی و مفهومی استوار است. با بررسی انتقادی و تلفیقی متون علمی، گزارش های سیاستی، اسناد بالادستی نظام آموزشی و پژوهش های مرتبط داخلی و خارجی، مولفه های اصلی حکمرانی آموزشی و کیفیت تدریس استخراج و روابط متقابل آن ها تحلیل شدند. تمرکز اصلی بر استنتاج های کیفی و ساخت مدل های مفهومی مبتنی بر داده های نظری موجود بود تا سازوکارهای نهفته در تاثیرگذاری حکمرانی بر عملکرد کلاس درس آشکار گردد.یافته های تحلیلی: تحلیل ها نشان داد که حکمرانی ناکارآمد معمولا منجر به افزایش تمرکزگرایی، بوروکراسی زائد و عدم تخصیص عادلانه منابع می شود. این شرایط مستقیما خودمختاری حرفه ای معلم را کاهش داده و بار شناختی اضافی بر دوش او تحمیل می کند، در نتیجه انگیزش درونی کاهش یافته و کیفیت تدریس به سمت آموزش مکانیکی و سطحی متمایل می شود. یافته ها تاکید می کنند که حکمرانی موفق، باید بر محور اقتدار حرفه ای معلم، تضمین عدالت آموزشی در توزیع امکانات و پشتیبانی از سلامت روان حرفه ای معلمان متمرکز باشد تا بستری برای تحقق یادگیری معنادار فراهم شود. تمرکززدایی واقعی، که همراه با پاسخگویی شفاف باشد، عاملی حیاتی در ایجاد این محیط توانمندساز است.نتیجه گیری: حکمرانی آموزشی صرفا یک ساختار اداری نیست؛ بلکه یک سیستم تنظیم کننده است که کیفیت تدریس را از طریق تاثیرگذاری بر روانشناسی انگیزشی، فراهم سازی منابع شناختی و تعریف مرزهای اقتدار حرفه ای معلمان، تعیین می کند. ارتقای کیفیت تدریس مستلزم بازتعریف پارادایم حکمرانی از رویکرد کنترلی به رویکرد توانمندساز و مشارکتی است که در آن، معلم به عنوان کنشگر اصلی و تصمیم گیرنده در کلاس درس به رسمیت شناخته شود. این رویکرد، نه تنها بازدهی آموزشی را بهبود می بخشد، بلکه عدالت شناختی و سلامت روانی دانش آموزان را نیز تقویت خواهد کرد.
نویسندگان
مریم منظوری
دبستان پسرانه شاهد معراج،
سمانه هاشمی
دبستان پسرانه شاهد معراج،
نرجس ابراهیمی
دبیرستان متوسطه اول سمیه،
زهره حیوی حقیقی
دبستان دخترانه شاهد شهید سلیمانی