پرسش در کلاس درس: از ابزار سنجش تا کنش تربیتی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_5342

تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404

چکیده مقاله:

این مقاله به بررسی ماهیت بنیادین «پرسش» در فرآیند یاددهی-یادگیری از منظر پدیدارشناسانه-تربیتی می پردازد. در گفتمان غالب آموزش و پرورش، پرسش اغلب به مثابه ابزاری سنجشی یا وسیله ای برای ارزیابی دانش صریح فراگیران تلقی می شود؛ رویکردی که کارکرد اصلی آن را به آزمون دانش های پیشین محدود می سازد و از عمق کنش تربیتی و ماهیت هستی شناختی پرسش غافل می ماند. هدف این پژوهش، فراتر رفتن از این نگرش ابزاری و واکاوی پدیدار پرسش به مثابه یک «کنش تربیتی» اصیل و یک «گشودگی وجودی» است که امکان تحقق یادگیری اصیل و شکل گیری هویت یادگیرنده را فراهم می آورد. با بهره گیری از رهیافت پدیدارشناسی تفسیری و اتخاذ نگاهی مبتنی بر اندیشه های هایدگر، ون منن، دیویی و بیستا، و همچنین متفکران ایرانی در حوزه تعلیم وتربیت، به تحلیل تجربه زیسته معلم و دانش آموز در کلاس درس علوم/شیمی پرداخته می شود. تحلیل های کیفی مبتنی بر مشاهده عمیق و تامل پدیدارشناختی نشان می دهد که پرسش اصیل نه صرفا به دنبال پاسخ صحیح است، بلکه بستری برای مکاشفه، برهم کنش بین «من» و «دیگری» (موضوع و معلم)، و به چالش کشیدن پیش فرض های ناگفته است. یافته ها بر اهمیت ساحت های سکوت، پذیرش خطا به مثابه نقطه آغاز فهم، مقابله با اضطراب پرسش گری، و چگونگی ظهور اقتدار تربیتی در بستر گفت وگوهای اصیل تاکید دارند. این پژوهش استدلال می کند که بازگشت به پدیدار پرسش به عنوان یک «کنش تربیتی»، مستلزم بازتعریف رابطه معلم-دانش آموز، تغییر تمرکز از پاسخ گویی به «پرسش گری»، و خلق فضایی امن برای ظهور معناست. این مطالعه با ارائه پیشنهاداتی برای تحول در رویکردهای سنجشی-آموزشی، مسیرهایی را برای تعمیق کنش تربیتی در کلاس های درس مبتنی بر فهم اصیل پیشنهاد می کند.

نویسندگان

یسنا خلجی

آموزش و پرورش