کاربست روش «پرسش وپاسخ » در برنامه های تربیتی و نقش ان در هویت یابی مذهبی نوجوانان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_16535

تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404

چکیده مقاله:

پژوهش پیش رو با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تاثیر به کارگیری شیوه «پرسش و پاسخ» در فعالیت های تربیتی و ارتباط آن با شکل گیری هویت دینی نوجوانان می پردازد. هدف این مطالعه، تبیین چگونگی اثرگذاری تعاملات پرسش محور در تقویت باورهای مذهبی و ارائه راهکارهای عملی برای استفاده از این روش در نظام های تربیتی است.نتایج به دست آمده نشان می دهد که روش مذکور، فرآیند هویت یابی را از حالت انفعالی و تحمیلی خارج کرده و به جریانی پویا، تعاملی و مبتنی بر کشف و شهود تبدیل می کند. به بیان روشن تر، هنگامی که نوجوان در محیطی امن و به دور از قضاوت، فرصت می یابد تا پرسش های ذهنی خود را مطرح سازد و پاسخ های قانع کننده و متناسب با سطح درک خویش دریافت کند، باورهای دینی برای او از مرحله پذیر صرف تقلیدی، به مرحله باور عمیق و درونی شده ارتقا می یابد. این رویکرد تصریح می کند که هر پرسش بی پاسخ یا هر تردید بی جواب، می تواند به مثابه فرصتی برای تعمیق معرفت دینی و کشف لایه های تازه ای از حقیقت باشد.یکی از مهم ترین دستاوردهایی که این روش تربیتی آشکار می سازد، نقش اساسی آن در ایجاد پیوندی عاطفی و منطقی میان نوجوان و مفاهیم مذهبی است. هنگامی که مربیان و والدین با گشاده رویی به پرسش های نسل نوجوان پاسخ می دهند و فضای گفت وگوی دوسویه را ایجاد می کنند، نه تنها از ایجاد شکاف نسلی و بی اعتمادی فکری جلوگیری می شود، بلکه زمینه ساز مصونیت آنان از هجوم شبهات و انحرافات فکری نیز فراهم می گردد. این گفت وگوی هدفمند، ذهن و دل نوجوان را برای پذیرش آگاهانه ارزش های دینی آماده می سازد و او را از دل بستگی به باورهای سطحی و ناپایدار دور می کند.به عبارت دیگر، پیام این پژوهش گویای آن است که مسیر هویت یابی مذهبی هرگز نباید با سکوت یا طرد پرسش ها همراه باشد و هر مرحله از پاسخ گویی، آغازی برای مرحله ای نوین از پرسش های عمیق تر و فرصتی تازه برای بالندگی معنوی است. نوجوان با استفاده هوشمندانه از ظرفیت پرسش گری خود می تواند تعادلی سازنده میان دانسته های پیشین و مجهولات تازه ایجاد کند و از این تعامل فکری نه برای تخریب بنیان های اعتقادی، بلکه برای بازسازی و استحکام باورهای خود و توجه به لایه های معنوی و روحانی دین بهره ببرددر نهایت، این رویکرد الگویی عملی و اثربخش برای برنامه های تربیتی ارائه می دهد که بر اساس آن، نوجوان همواره در چرخه ای پویا از پرسش، دریافت پاسخ، تعمیق باور و سپس طرح پرسشی نوین قرار دارد. چنین فرآیندی موجب می شود فرد، ضمن دستیابی به آرامش روانی ناشی از رفع ابهامات فکری و هویتی مستحکم، از مشارکت موثر و اثرگذاری در زندگی فردی و اجتماعی خود نیز بازنماند.

نویسندگان

لیدا کمالیان

کارشناسی ارشد تاریخ تشیع،دانشگاه پیام نور،خراسان رضوی،مشهد