مرور نظریه های یادگیری خودتنظیم در مواجهه با دستیارهای هوشمند آموزشی در کلاس درس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_8538
تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404
چکیده مقاله:
یادگیری خودتنظیم به عنوان یکی از تاثیرگذارترین نظریه های روانشناسی تربیتی، نقش محوری در تبیین فرآیندهای یادگیری فعال و هدفمند ایفا می کند. این نظریه بر توانایی یادگیرنده در برنامه ریزی، نظارت و تنظیم شناخت، انگیزش و رفتار خود برای دستیابی به اهداف یادگیری تاکید دارد. با ورود دستیارهای هوشمند آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی به کلاس های درس، پرسش های بنیادینی درباره تعامل این ابزارها با فرآیندهای خودتنظیم یادگیرندگان مطرح شده است. آیا این دستیارها می توانند به تقویت خودتنظیمی کمک کنند یا آن را تضعیف می نمایند؟ این مقاله با رویکرد مروری و کتابخانه ای، به تحلیل نظریه های یادگیری خودتنظیم در مواجهه با دستیارهای هوشمند آموزشی می پردازد.مرور منابع نشان می دهد که رابطه بین دستیارهای هوشمند و یادگیری خودتنظیم، رابطه ای پیچیده و دوسویه است. از یک سو، این ابزارها با ارائه بازخورد فوری، ردیابی پیشرفت، پیشنهاد راهبردهای یادگیری شخصی سازی شده، و کاهش بار شناختی، می توانند به تقویت مولفه های خودتنظیمی مانند خودنظارتی، خودارزیابی و برنامه ریزی کمک کنند. از سوی دیگر، اگر طراحی آن ها نامناسب باشد یا استفاده از آن ها به صورت وابسته کننده انجام شود، می توانند به تضعیف خودتنظیمی، کاهش احساس عاملیت، و ایجاد وابستگی شناختی منجر شوند. نظریه های خودتنظیمی مانند مدل سه مرحله ای زیمرمن، نظریه شناختی-اجتماعی بندورا، و نظریه خودمختاری، چارچوب های مفیدی برای تحلیل این تعامل و طراحی دستیارهایی فراهم می کنند که به جای تضعیف، به تقویت خودتنظیمی یاری رسانند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سمیه محمدی رنجبر
• لیسانس امور تربیتی
پری داورانی محمد میرزایی رنجبر
• لیسانس آموزش ابتدایی
ساره شریفی
• لیسانس آموزش ابتدایی