بررسی تطبیقی مفهوم عشق الهی در مثنوی معنوی و غزلیات شمس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 101

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

FSCH04_048

تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404

چکیده مقاله:

عشق الهی در اندیشه ی مولانا جلال الدین محمد بلخی، جوهر هستی و اساس معرفت انسانی است؛ حقیقتی که نه تنها در نظام عرفانی او بلکه در جهان بینی شاعرانه اش نقشی محوری دارد. مولانا در دو اثر سترگ خود، *مثنوی معنوی* و *غزلیات شمس تبریزی*، دو چهره ی متفاوت از عشق الهی را ترسیم می کند: در مثنوی، عشق نیرویی است تربیتی، هدایت گر و عقلانی که سالک را از جهان ظاهر به ساحت باطن می برد؛ اما در غزلیات شمس، عشق به تجربه ای بی واسطه، شورمند و وجودی تبدیل می شود که در آن، عقل فرو می ریزد و سالک در دریای وحدت الهی محو می گردد.این مقاله با رویکرد تطبیقی و تحلیلی، به بررسی تطور مفهوم عشق الهی در این دو اثر می پردازد. پژوهش حاضر با بهره گیری از منابع فارسی و انگلیسی معاصر (۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴) نشان می دهد که عشق در دستگاه فکری مولانا، نه عاطفه ای انسانی بلکه حقیقتی متافیزیکی است که خدا، جهان و انسان را در زنجیره ای از وحدت معنوی به هم پیوند می دهد. ازاین رو، تفاوت میان مثنوی و دیوان شمس در واقع تفاوت میان «آموزش عشق» و «تجربه ی عشق» است.نتیجه ی تحقیق حاکی از آن است که مولانا در این دو اثر، سیر تحول از عقل به عشق را مجسم کرده و بدین ترتیب، الگوی معرفتی تازه ای در عرفان اسلامی پدید آورده است.

نویسندگان

زهرا فرخی

لیسانس زبان و ادبیات فارسی، دبیر متوسطه دوم، استان اردبیل، شهرستان مشگین شهر

کوثر احمدپور

کارشناسی رشته ادبیات، دبیر متوسطه، کرمانشاه اسلام آباد غرب