خطا در کلاس درس: خطا به مثابه امکان فهم

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_5285

تاریخ نمایه سازی: 4 اسفند 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش با رویکردی کیفی و در چارچوب تفسیری-پدیدارشناختی، به بررسی پدیده «خطا» در تجربه زیسته کلاس درس می پردازد. هدف اصلی، گذر از درک متعارف خطا به مثابه «نقص»، «اشتباه» یا «شکست آموزشی» و بازخوانی آن به عنوان «امکان بنیادین برای فهم» و موقعیتی برای «قضاوت تربیتی» است. با اتکا به آرای فیلسوفانی چون هوسرل (پدیدارشناسی تجربه زیسته)، گادامر (هرمنوتیک فلسفی و دیالوگ)، ون مانن (پدیدارشناسی عمل ورزی)، آرنت (اقتدار و مسئولیت)، هابرماس (عقلانیت ارتباطی)، شون (انعکاس در عمل) و برونر (روایت گری به مثابه شیوه ای برای ساختن معنا)، این مقاله استدلال می کند که مواجهه پویا با خطا، هسته مرکزی فرآیند فهم و یادگیری اصیل را تشکیل می دهد. روش تحقیق، کیفی-تفسیری و مبتنی بر تحلیل موقعیت های عینی کلاس درس دبیرستان (بدون داده های کمی) است. یافته ها در قالب چهار تم اصلی سازماندهی شده اند: ۱) خطا به مثابه آشکارگر افق های فهم، ۲) اقتدار مسئولانه معلم در مواجهه تفسیری با خطا، ۳) فضای گفت وگویی و بازتابی کلاس، و ۴) خطا به مثابه ماده خام قضاوت تربیتی. نتیجه گیری نهایی تاکید دارد که بازتعریف خطا نه به مثابه نقطه پایان، که به عنوان آغازی برای کاوش جمعی، امکان تبدیل فضای کلاس را از محیطی مبتنی بر ارزیابی پاداش/تنبیه به جامعه ای پژوهنده فراهم می سازد و اقتدار معلم را در نقش مفسر و تسهیل گر دیالوگ بازمی شناسد.

نویسندگان

زهره دهقانی

آموزش و پرورش