خطای «فهم سریع» در آموزش رسمی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_5175
تاریخ نمایه سازی: 4 اسفند 1404
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر به کاوش انتقادی پدیده ای رایج اما کم تامل در فرآیند آموزش رسمی، به ویژه در دروس علوم پایه مانند شیمی متوسطه می پردازد که از آن با عنوان «خطای فهم سریع» (The Error of Quick Comprehension) یاد می شود. این خطا نه یک نارسایی فردی دانش آموز، بلکه یک سازوکار سیستمی است که در بستر تعاملات کلاسی و طراحی برنامه درسی، توانایی دانش آموزان برای پردازش عمیق و ساخت یافته اطلاعات را تضعیف کرده و به بازتولید نابرابری های شناختی دامن می زند. هدف اصلی این مقاله، تحلیل سازوکار این خطا، تبیین ریشه های نظری آن بر اساس تلفیق نظریه بار شناختی (CLT)، نظریه خودتعیین گری (SDT)، و مفاهیم عدالت شناختی، و ارائه راهکارهایی برای تعدیل پیامدهای آن است.آموزش رسمی، به دلیل فشار زمانی، لزوم پوشش محتوای حجیم و انتظارات مبتنی بر سنجش های کوتاه مدت، اغلب مسیر میان بر یادگیری را انتخاب می کند. این انتخاب، زمینه ساز فرهنگی می شود که در آن، «سرعت» در رسیدن به پاسخ، بر «عمق» فهم و ادراک ساختارهای زیربنایی مفاهیم ترجیح داده می شود. دانش آموزان در مواجهه با مفاهیم پیچیده شیمی (مانند استوکیومتری، ترمودینامیک یا ساختار اتمی)، مجبور می شوند به سمت اکتساب «پاسخ های آماده» یا استفاده از راهبردهای اکتشافی سطحی سوق پیدا کنند، که این امر مستقیما با اصل یادگیری معنادار آزوبل (Ausubel, ۱۹۶۸) در تضاد است. خطای فهم سریع، زمانی رخ می دهد که دانش آموز، پس از یک توضیح یا مشاهده گذرا، گمان می کند که مفهوم اصلی را جذب کرده است، در حالی که صرفا یک شمای سطحی و ناپایدار شکل گرفته است.از منظر نظریه بار شناختی (Sweller, ۱۹۸۸)، این فرآیند منجر به افزایش بار شناختی ناخواسته (Extraneous Cognitive Load) می شود. معلمان، برای پیشبرد سریع برنامه، اغلب اطلاعات را به شکلی فشرده و غیرسازمان یافته ارائه می دهند که منابع محدود ظرفیت فعال حافظه کاری دانش آموز را اشغال می کند. این اشغال، مانع از تبدیل اطلاعات به طرح واره های پایدار در حافظه بلندمدت می شود. دانش آموزانی که از پیش زمینه های مفهومی قوی تری برخوردارند (که خود ریشه در محیط اجتماعی و فرهنگی دارد)، می توانند این بار اضافی را بهتر مدیریت کنند، در حالی که دانش آموزان دارای منابع شناختی کمتر، ناچار به حفظ طوطی وار یا بازیابی اطلاعات ناقص می شوند که در اولین چالش پیچیده تر، شکست می خورد. اینجاست که «خطای فهم سریع» تبدیل به شکافی عمیق در مسیر یادگیری می شود.تحلیل انتقادی نشان می دهد که این پدیده قویا با عدالت شناختی (Cognitive Justice) در تعارض است. عدالت شناختی تاکید دارد که همه فراگیران باید فرصت برابر برای تعامل معنادار با دانش تخصصی، و توسعه ظرفیت های تفکر انتقادی و تحلیلی خود داشته باشند (Hickman, ۲۰۱۹). در سیستمی که سرعت را معیار موفقیت می داند، دانش آموزانی که نیاز به تامل بیشتر، تکرار بافت محور، یا اکتشافات هدایت شده عمیق تر دارند، در حاشیه قرار گرفته و ساختار مدرسه، به طور ناعادلانه، مزایای یادگیری را به گروهی اعطا می کند که پیش تر از نظر اجتماعی و فرهنگی توانسته اند به آن شتاب اولیه دست یابند.این پژوهش با بهره گیری از رویکرد کیفی-تفسیری و شبیه سازی یافته ها مبتنی بر تجارب ملموس آموزشی، نشان می دهد که خطای فهم سریع، اغلب از طریق سازوکارهای ارزیابی متمرکز بر بازشناسی سریع (Recognition) به جای بازسازی عمیق (Reconstruction) تقویت می شود. در نتیجه، آموزش رسمی به جای پرورش «متفکران انتقادی»، به تولید «کاربران موقت فرمول ها» می انجامد. راهکارهای پیشنهادی بر تعدیل بار شناختی از طریق طراحی مبتنی بر اصل اکتشاف تدریجی (Scaffolding)، تقویت عاملیت دانش آموز (Agency) مطابق با SDT، و بازنگری در فرهنگ سنجش تاکید دارد تا فرصت های یادگیری عمیق برای همه فراهم آید.
نویسندگان
فهیمه گنودی
آموزش و پرورش
مرجان ظریف یزدیان اکبری
آموزش و پرورش