تاثیر روانی حمایت های قانونی از زنان بر نحوه عملکرد آن ها در محیط کار

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_MRIW-7-23_009

تاریخ نمایه سازی: 4 اسفند 1404

چکیده مقاله:

حمایت های قانونی از زنان در محیط کار، صرفا مجموعه ای از مواد حقوقی و ضمانت اجراها نیست، بلکه سازوکاری روانی و اجتماعی است که می تواند بر احساس امنیت، عدالت ادراک شده، خودکارآمدی، انگیزش، رضایت شغلی و در نهایت عملکرد شغلی زنان اثر بگذارد. در بسیاری از سازمان ها، فاصله میان «وجود قانون» و «تجربه حمایت» تعیین می کند که حمایت های قانونی تا چه حد به پیامدهای روانی مثبت تبدیل شوند. از یک سو، قوانین مرتبط با منع تبعیض، مرخصی زایمان، حمایت از مادران شاغل، منع آزار و اذیت، برابری فرصت ها و امنیت شغلی، می توانند اضطراب نقش و نگرانی از پیامدهای افشاگری را کاهش دهند و زمینه شکل گیری احساس تعلق و اعتماد سازمانی را فراهم کنند. از سوی دیگر، اگر اجرای قانون ضعیف باشد یا فرهنگ سازمانی حمایت گر شکل نگرفته باشد، همین قوانین ممکن است به بدبینی، احساس بی قدرتی، یا خودسانسوری شغلی بینجامند. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر مرور نظام مند منابع فارسی و انگلیسی، مکانیسم های روان شناختی اثرگذار را توضیح می دهد و نشان می دهد حمایت قانونی زمانی بیشترین اثر را بر عملکرد دارد که به «امنیت روانی»، «عدالت سازمانی» و «پاسخگویی مدیریتی» تبدیل شود. در پایان، چارچوبی مفهومی برای پیوند میان حمایت قانونی، پیامدهای روانی و ابعاد عملکرد شغلی ارائه و پیشنهادهایی برای سیاست گذاران، مدیران و پژوهشگران مطرح می شود.حمایت های قانونی از زنان در محیط کار، صرفا مجموعه ای از مواد حقوقی و ضمانت اجراها نیست، بلکه سازوکاری روانی و اجتماعی است که می تواند بر احساس امنیت، عدالت ادراک شده، خودکارآمدی، انگیزش، رضایت شغلی و در نهایت عملکرد شغلی زنان اثر بگذارد. در بسیاری از سازمان ها، فاصله میان «وجود قانون» و «تجربه حمایت» تعیین می کند که حمایت های قانونی تا چه حد به پیامدهای روانی مثبت تبدیل شوند. از یک سو، قوانین مرتبط با منع تبعیض، مرخصی زایمان، حمایت از مادران شاغل، منع آزار و اذیت، برابری فرصت ها و امنیت شغلی، می توانند اضطراب نقش و نگرانی از پیامدهای افشاگری را کاهش دهند و زمینه شکل گیری احساس تعلق و اعتماد سازمانی را فراهم کنند. از سوی دیگر، اگر اجرای قانون ضعیف باشد یا فرهنگ سازمانی حمایت گر شکل نگرفته باشد، همین قوانین ممکن است به بدبینی، احساس بی قدرتی، یا خودسانسوری شغلی بینجامند. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر مرور نظام مند منابع فارسی و انگلیسی، مکانیسم های روان شناختی اثرگذار را توضیح می دهد و نشان می دهد حمایت قانونی زمانی بیشترین اثر را بر عملکرد دارد که به «امنیت روانی»، «عدالت سازمانی» و «پاسخگویی مدیریتی» تبدیل شود. در پایان، چارچوبی مفهومی برای پیوند میان حمایت قانونی، پیامدهای روانی و ابعاد عملکرد شغلی ارائه و پیشنهادهایی برای سیاست گذاران، مدیران و پژوهشگران مطرح می شود.

نویسندگان

محمدرضا زریری

محقق و پژوهشگر - نویسنده مسئول

آرمان یارمرادی

محقق و پژوهشگر