چالش ها و راهکارهای مسائل پرورشی در آموزش: تحلیل تلفیقی با رویکرد عدالت شناختی و زیبایی شناسی تربیتی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_5155

تاریخ نمایه سازی: 4 اسفند 1404

چکیده مقاله:

مسائل پرورشی در نظام های آموزشی، از پیچیده ترین و اساسی ترین چالش هایی هستند که اثربخشی کلی آموزش و پرورش را تحت تاثیر قرار می دهند. این چالش ها نه تنها به حوزه انتقال دانش محدود می شوند، بلکه عمیقا با سازوکارهای اجتماعی، روانی و اخلاقی یادگیرندگان و محیط آموزشی گره خورده اند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی، تحلیل و ارائه راهکارهای مبتنی بر تلفیق چارچوب های نظری برجسته در حوزه روان شناسی تربیتی و فلسفه آموزش، به بررسی عمیق این مسائل می پردازد.مسئله اصلی این پژوهش بر این محور استوار است که چگونه می توان با تکیه بر اصول انگیزشی (نظریه خودتعیین گری یا SDT)، تعاملات اجتماعی (نظریه کنش متقابل نمادین یا CLT)، سازوکارهای یادگیری (ساخت گرایی اجتماعی ویگوتسکی و یادگیری معنادار آزوبل)، و دو رویکرد کلیدی «عدالت شناختی» و «زیبایی شناسی تربیتی آیزنر»، به بهبود فرایندهای پرورشی و کاهش شکاف های تربیتی در مدارس پرداخت. در شرایط کنونی که نظام های آموزشی با دغدغه هایی نظیر بی انگیزگی دانش آموزان، تعارضات اخلاقی، و نابرابری در تجربه یادگیری مواجه اند، رویکردهای سنتی پاسخگو نیستند.هدف این مقاله، ارائه یک مدل تحلیلی-مفهومی تلفیقی برای درک جامع تر مسائل پرورشی و پیشنهاد راهکارهایی است که هم به نیازهای درونی دانش آموز (از منظر SDT) توجه کند و هم بستر اجتماعی-فرهنگی (از منظر ویگوتسکی و CLT) را لحاظ نماید، ضمن آنکه کیفیت تجربه زیسته یادگیرنده را از دریچه زیبایی شناسی تربیتی غنی سازد و توزیع عادلانه فرصت های تربیتی (عدالت شناختی) را تضمین نماید.روش تحقیق اتخاذ شده، روشی تحلیلی-مفهومی (Conceptual Analysis) است که با تکیه بر مبانی فلسفی و روان شناختی، به ادغام و هم بافت سازی نظریه های مذکور می پردازد. این رویکرد اجازه می دهد تا بافتار غنی تری از مفاهیم شکل گرفته و فراتر از محدودیت های پژوهش های کمی یا کیفی مرسوم، ساختارهای عمیق تر پدیده های پرورشی آشکار شوند.چارچوب های نظری تلفیقی شامل: نظریه خودتعیین گری (SDT) برای تحلیل نیازهای بنیادی انگیزشی (شایستگی، ارتباط، خودمختاری) در شکل گیری رفتارهای پرورشی؛ نظریه کنش متقابل نمادین (CLT) برای درک چگونگی تفسیر معانی و نقش اجتماعی در تعاملات کلاسی؛ ساخت گرایی اجتماعی ویگوتسکی برای تاکید بر اهمیت محیط فرهنگی و تعامل با دیگران در شکل گیری جهان بینی پرورشی؛ یادگیری معنادار آزوبل برای تضمین این که مفاهیم اخلاقی و پرورشی باید به ساختار شناختی موجود دانش آموز متصل شوند؛ عدالت شناختی که بر حق افراد برای دسترسی و مشارکت معنادار در دانش و گفتمان های آموزشی تاکید دارد؛ و زیبایی شناسی تربیتی (آیزنر) که بر اهمیت تجربه زیسته، شکل، و تاثیر هنر و تجارب حسی در پرورش ابعاد وجودی دانش آموز تمرکز دارد.یافته های کلیدی نشان می دهند که مسائل پرورشی اغلب ناشی از شکست در برآورده سازی همزمان نیازهای انگیزشی (SDT) و فقدان یکپارچگی بین تجربه فردی و محیط فرهنگی (ویگوتسکی/CLT) است. چالش های عدالت تربیتی زمانی حادتر می شوند که تجارب زیبایی شناختی غنی (آیزنر) به طور ناعادلانه توزیع شوند، و مفاهیم پرورشی به شیوه ای غیرمعنادار (خلاف آزوبل) ارائه گردند. راهکار بنیادین در گرو ایجاد محیط هایی است که به طور فعال خودمختاری، شایستگی و ارتباط را پرورش دهند و همزمان، گفتمان های تربیتی را از منظر زیبایی و عدالت بازتعریف نمایند.پیامدها این پژوهش، ارائه یک نقشه راه مفهومی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان آموزشی است تا بتوانند مداخلات پرورشی را از سطح توصیه های اخلاقی سطحی به سطح مهندسی شده محیط یادگیری سوق دهند که هم انگیزه ها را تغذیه می کند و هم تجربه های تربیتی عمیق و عادلانه فراهم می آورد. این تلفیق، چارچوبی جامع برای ارزیابی اثربخشی برنامه های پرورشی ارائه می دهد.

نویسندگان

ابراهیم درفشان

معاون عمومی آموزش وپرورش عشایر خوزستان