بررسی کارکرد تکنولوژی های نوظهور در ارتقای نظام ارزیابی دیجیتال در آموزش و پرورش
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_16287
تاریخ نمایه سازی: 4 اسفند 1404
چکیده مقاله:
تحول در الگوهای سنجش، به عنوان یکی از راهبردی ترین ابعاد نظام های آموزشی، با ورود تکنولوژی های نوظهور به مرحله ای تعیین کننده رسیده است که در آن، ارزیابی دیجیتال از یک ابزار جانبی به هسته مرکزی هدایت آموزشی مبدل می گردد. این مقاله با رویکردی مروری و تحلیلی، به واکاوی کارکردهای چندگانه فناوری هایی نظیر هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، تحلیل گری کلان داده و واقعیت های غوطه ورکننده در بازآفرینی نظام های سنجش مدارس می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تکنولوژی های نوظهور، پتانسیل بالایی در تغییر پارادایم از «ارزیابی سنتی محصول محور» به سوی «سنجش فرآیندمحور و مستمر» دارند. در لایه ظرفیت ها، هوش مصنوعی با ایجاد سیستم های سنجش تطبیقی، امکان تنظیم هوشمند سطح دشواری آزمون ها را بر اساس عملکرد لحظه ای دانش آموز فراهم آورده و بدین ترتیب، ضمن کاهش اضطراب، نمایی دقیق از نقاط قوت و ضعف شناختی فراگیر ارائه می دهد. همچنین، بهره گیری از تحلیل گرهای یادگیری به معلمان اجازه می دهد تا با رصد نامحسوس تعاملات دانش آموز در محیط های یادگیری، بازخوردهای شخصی سازی شده و اصلاحی را در زمان واقعی ارائه دهند که این امر منجر به ارتقای معنادار کیفیت یادگیری می گردد. استفاده از واقعیت مجازی نیز سنجش شایستگی های عملکردی و مهارت های پیچیده را در محیط های شبیه سازی شده و ایمن میسر ساخته است. با این حال، واکاوی انتقادی این روندها حاکی از وجود چالش های ساختاری و اخلاقی کلان است. شکاف دیجیتالی و نابرابری در دسترسی به این تکنولوژی های پیشرفته، ریسک بازتولید بی عدالتی آموزشی را در نظام سنجش افزایش می دهد. همچنین، نگرانی های مربوط به حریم خصوصی، امنیت داده های رفتاری دانش آموزان و احتمال سوگیری های الگوریتمی در قضاوت های ماشینی، ضرورت تدوین پروتکل های اخلاقی سخت گیرانه را دوچندان می کند. خطر تقلیل گرایی در ارزیابی و نادیده گرفتن ابعاد عاطفی و انسانی رشد در سایه اتکای مفرط به داده های کمی، از دیگر آسیب های بالقوه در این قلمرو محسوب می شود. یافته های این واکاوی تاکید می کند که کارکرد تکنولوژی های نوظهور تنها زمانی به ارتقای واقعی نظام ارزیابی منجر می شود که این ابزارها در خدمت یک پداگوژی عدالت محور و به عنوان مکمل بینش حرفه ای معلم به کار گرفته شوند. در نهایت، پیشنهاد می شود نظام های آموزشی با بازنگری در مدل های سنتی و سرمایه گذاری بر توانمندسازی دیجیتال معلمان، فضایی فراهم سازند که در آن فناوری به محرکی برای رشد پتانسیل های فردی و تعالی نظام تعلیم و تربیت مبدل گردد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سهیلا عالیان
لیسانس آموزش ابتدایی
شیرین روانشادی
لیسانس آموزش ابتدایی
میترا روانشادی
فوق دیپلم آموزش ابتدایی
سیما باغدار
لیسانس آموزش ابتدایی
محمد صالح گمشاد زهی
فوق لیسانس ادبیات