تحلیل نقش فناوری های نوظهور در تحول نظام ارزشیابی دیجیتال مدارس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_16285

تاریخ نمایه سازی: 4 اسفند 1404

چکیده مقاله:

ضرورت تحول در ساختارهای سنجش و ارزشیابی، به عنوان یکی از گلوگاه های اصلی کیفیت در مدارس، به بازمهندسی بنیادین این فرآیند در قلمرو فناوری های نوین منجر شده است. این مقاله با رویکردی مروری و تحلیلی، به واکاوی ضرورت های گذار از مدل های ایستا و سنتی به سوی نظام های پویا، هوشمند و داده محور می پردازد تا نمایی روشن از کاربست ابزارهای دیجیتال در بهبود بازدهی آموزشی ارائه دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بازمهندسی فرآیند ارزشیابی، نه تنها به معنای دیجیتالی کردن آزمون ها، بلکه به معنای بازطراحی کل چرخه یاددهی-یادگیری بر پایه سنجش های تکوینی و مستمر است. در لایه ظرفیت ها، فناوری هایی نظیر هوش مصنوعی و تحلیل گرهای یادگیری، امکان رصد دقیق و لحظه ای پیشرفت دانش آموزان را فراهم آورده و با ارائه بازخوردهای بهنگام، یادگیری را به فرایندی شخصی سازی شده و معنادار تبدیل کرده اند. استفاده از مدل های سنجش تطبیقی و پلتفرم های تعاملی، منجر به کاهش استرس های ناشی از امتحانات پایانی شده و تمرکز نظام آموزشی را از «سنجش یادگیری» به «سنجش برای یادگیری» سوق داده است. این رویکرد نوین با تقویت عاملیت فراگیر، امکان خودارزیابی و همسال سنجی را در محیط های مجازی بهبود بخشیده و به معلمان اجازه می دهد تا مداخلات آموزشی خود را بر پایه شواهد دقیق تنظیم کنند. با این حال، تحلیل موانع و چالش ها حاکی از آن است که استقرار این نظام نوین با ریسک های متعددی روبروست. شکاف دیجیتالی و نابرابری در دسترسی به زیرساخت های پیشرفته، نخستین مانع در مسیر عدالت در ارزشیابی است که می تواند منجر به حاشیه نشینی گروه های کم برخوردار شود. همچنین، مسائل مربوط به امنیت داده ها، حریم خصوصی فراگیران و احتمال سوگیری های الگوریتمی در قضاوت های خودکار، از جمله دغدغه های اخلاقی کلان در این حوزه محسوب می شوند. مقاومت حرفه ای معلمان در برابر تغییر نقش های سنتی و فقدان مهارت های لازم برای تحلیل داده های پیچیده آموزشی نیز می تواند اثربخشی این تحول را محدود سازد. یافته های این واکاوی تاکید می کند که موفقیت در بازمهندسی ارزشیابی، مستلزم توازنی پویا میان دقت تکنولوژیک و شهود پداگوژیک معلم است. در نهایت، پیشنهاد می شود که نظام های آموزشی با تدوین چارچوب های قانونی شفاف و سرمایه گذاری بر توانمندسازی شناختی ذی نفعان، محیطی را فراهم سازند که در آن فناوری نه به عنوان ابزاری برای کنترل، بلکه به مثابه محرکی برای رشد پتانسیل های فردی و ارتقای کیفیت آموزش در مدارس هوشمند عمل کند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

سجاد ناظم نژاد

فوق لیسانس روانشناسی