ارزشیابی هوشمند و آینده تحول یافته آموزش مدرسه ای دیجیتال
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 127
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_8381
تاریخ نمایه سازی: 4 اسفند 1404
چکیده مقاله:
تحولات شتابان فناوری های دیجیتال، به ویژه گسترش هوش مصنوعی، کلان داده ها، یادگیری ماشینی و سامانه های هوشمند تحلیلی، نظام های آموزشی مدرسه ای را در آستانه ی دگرگونی های بنیادین قرار داده است. در این میان، «ارزشیابی آموزشی» به عنوان یکی از ارکان اساسی فرآیند یاددهی–یادگیری، بیش از سایر مولفه ها نیازمند بازاندیشی ساختاری و مفهومی است. ارزشیابی سنتی که عمدتا بر آزمون های پایانی، نمره محوری، حافظه سنجی و قضاوت های ایستا استوار بوده، نه تنها پاسخگوی نیازهای پیچیده ی دانش آموزان عصر دیجیتال نیست، بلکه در بسیاری از موارد به عاملی بازدارنده در مسیر یادگیری عمیق، خلاقیت، تفکر انتقادی و عدالت آموزشی تبدیل شده است. ازاین رو، مفهوم «ارزشیابی هوشمند» به عنوان رویکردی نوین، پویا و داده محور، در کانون توجه سیاست گذاران آموزشی، پژوهشگران تعلیم وتربیت و نهادهای اجرایی آموزش وپرورش قرار گرفته است.ارزشیابی هوشمند، فراتر از استفاده ی صرف از ابزارهای دیجیتال، مبتنی بر یک تغییر پارادایمی در نگرش به سنجش یادگیری است؛ تغییری که ارزشیابی را از یک فعالیت پایانی و کنترلی، به فرایندی مستمر، تشخیصی، یادگیرنده محور و پشتیبان یادگیری تبدیل می کند. در این رویکرد، با بهره گیری از فناوری هایی نظیر هوش مصنوعی، تحلیل کلان داده های آموزشی، سیستم های مدیریت یادگیری، یادگیری تطبیقی و بازخوردهای آنی، امکان رصد مداوم پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، شناسایی الگوهای یادگیری فردی، پیش بینی افت تحصیلی و طراحی مداخلات آموزشی متناسب فراهم می شود. چنین ظرفیتی، چشم اندازی نوین برای آموزش مدرسه ای دیجیتال ترسیم می کند که در آن، ارزشیابی نه ابزار حذف و رتبه بندی، بلکه سازوکاری برای توانمندسازی، هدایت و رشد متوازن دانش آموزان است.آینده ی تحول یافته ی آموزش مدرسه ای دیجیتال، بدون استقرار نظام های ارزشیابی هوشمند، قابل تصور نیست. مدارس دیجیتال آینده، نیازمند نظام هایی هستند که بتوانند یادگیری را در بسترهای حضوری، مجازی و ترکیبی به صورت یکپارچه پایش کنند، شواهد متنوع یادگیری را تحلیل نمایند و بازخوردهای معنادار و شخصی سازی شده در اختیار معلمان، دانش آموزان و والدین قرار دهند. در این چارچوب، نقش معلم نیز از «تصحیح کننده آزمون» به «طراح یادگیری و تحلیل گر داده های آموزشی» ارتقا می یابد و تصمیم گیری های آموزشی، بیش از آنکه مبتنی بر حدس و تجربه ی فردی باشد، بر شواهد دقیق و داده محور استوار می گردد. این تحول، مستلزم بازآموزی حرفه ای معلمان، بازطراحی برنامه های درسی، توسعه زیرساخت های فناورانه و تدوین سیاست های حمایتی در سطح کلان آموزش وپرورش است.با وجود فرصت های گسترده، استقرار ارزشیابی هوشمند با چالش های متعددی نیز همراه است؛ ازجمله شکاف دیجیتال، نگرانی های اخلاقی و حریم خصوصی داده ها، سواد ارزیابی ناکافی معلمان، مقاومت فرهنگی در برابر تغییر، و ناهماهنگی میان سیاست های رسمی و واقعیت های مدرسه ای. پرداختن علمی و واقع بینانه به این چالش ها، شرط لازم برای تحقق یک تحول پایدار و اثربخش در نظام ارزشیابی آموزشی است. این مقاله با رویکردی تحلیلی–توصیفی، می کوشد ضمن تبیین مبانی نظری ارزشیابی هوشمند، ابعاد مختلف آینده ی تحول یافته ی آموزش مدرسه ای دیجیتال را بررسی کرده و الزامات، فرصت ها و چالش های پیش روی آموزش وپرورش ایران را در این مسیر تبیین نماید. امید است نتایج این پژوهش بتواند به عنوان چارچوبی راهبردی برای سیاست گذاران، مدیران آموزشی و معلمان، در مسیر بازطراحی نظام ارزشیابی متناسب با اقتضائات عصر دیجیتال مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زینب سیفی
دبیری زبان وادبیات فارسی آزاد اسلامی
مریم رشیدی
ارشد رشته علوم تربیتی (برنامه ریزی درسی ) پیام نور واحد شهر جدید پردیس
کبری قناد شیرین طبع جلالی
لیسانس آموزش ابتدایی آزاد اسلامی واحد رشت
طاهره صفا بخش راستگو
زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان
الهه صداقتی قاضی محله
لیسانس آموزش ابتدایی آزاد رودسر