مقایسه اثربخشی درمان چند وجهی لازاروس و آموزش مبتنی بر خودشکوفایی سلیگمن بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان با درماندگی آموخته شده
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 4 اسفند 1404
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان چند وجهی لازاروس و آموزش مبتنی بر خودشکوفایی سلیگمن بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان دچار درماندگی آموخته شده انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و همراه با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر دچار به درماندگی آموخته شده دوره متوسطه اول شهرستان خرم آباد بودند که از بین آن ها تعداد ۴۵ نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل جایدهی شدند. گروه آزمایشی اول تحت درمان چند وجهی لازاروس قرار گرفت و گروه آزمایشی آزمایشی دوم آموزش مبتنی بر خودشکوفایی سلیگمن را دریافت کرد. گروه کنترل مداخله ای دربافت نکرد. همچنین، آزمودنی ها به پرسش نامه های درماندگی آموخته شده کوینلس و نیلسون (۱۹۸۸) و پرسش نامه عملکرد تحصیلی درتاج (۱۳۸۳) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مطالعه نشان داد که بین دو روش اثربخشی درمان چند وجهی لازاروس و آموزش مبتنی بر خودشکوفایی سلیگمن بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان دچار درماندگی آموخته شده تفاوت معنی داری وجود دارد (۰۵/۰ P<). اما نتایج بعد از پیگیری دو ماهه در هر دو روش معنی دار نبود، به عبارت دیگر، نتایج بررسی در بلندمدت پایداری لازم را نداشت (۰۵/۰ P<). بر این اساس، پیشنهاد می شود که ضمن شناسایی دانش آموزانی که دچار درماندگی آموخته شده هستند، از این روش ها جهت بهبود عملکرد تحصیلی آن ها استفاده شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
گروه روان شناسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
استادیار، گروه روانشناسی، واحد خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران
استادیار، گروه روان شناسی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران