نقش گفتمانی روحانیت در ترویج اخلاق سیاسی: تحلیلی بر اندیشه آیت الله خامنه ای
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 4 اسفند 1404
چکیده مقاله:
پژوهش حاض با هدف واکاوی نقش محوری و استراتژیک نهاد روحانیت در برساختن و ترویج گفتمان «اخلاق سیاسی» از منظر اندیشه آیت الله خامنه ای تدوین شده است. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این سوال اصلی است که در منظومه فکری آیت الله خامنه ای، روحانیت به عنوان یک کنشگر اجتماعی- سیاسی، چه کارویژه ها، الزامات و مسئولیت هایی در فرایند تبدیل هنجارهای اخلاقی- اسلامی به یک فرهنگ سیاسی مسلط و مطالبه عمومی برعهده دارد؟ این پژوهش استدلال می کند که از دیدگاه آیت الله خامنه ای، اخلاق سیاسی صرفا مجموعه ای از توصیه های فردی نیست، بلکه یک پروژه گفتمانی هدفمند برای مهندسی فرهنگی و تحکیم بنیان های ارزشی نظام اسلامی است که در آن، روحانیت نه تنها به عنوان یک مرجع دینی، بلکه به مثابه عامل پیشران و مهندس اصلی این فرایند عمل می کند. جایگاه محوری این نهاد از سرمایه نمادین (مرجعیت دینی) و سرمایه اجتماعی (شبکه ارتباطی با توده ها) آن نشات می گیرد که ظرفیت بی بدیلی برای تبدیل مفاهیم انتزاعی دینی به قواعد عملی و باورهای عمومی فراهم می آورد. برای تحقق این هدف، پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده و با تحلیل محتوای بیانات، سخنرانی ها و مکتوبات آیت الله خامنه ای، به تبیین ابعاد این نقش آفرینی می پردازد. چارچوب مفهومی تحقیق بر عملیاتی سازی سه واژه کلیدی استوار است: «روحانیت» نه به عنوان یک قشر مذهبی صرف، بلکه به مثابه یک کنشگر نهادی و استراتژیک با هویت صنفی و کارویژه سیاسی مشخص؛ «اخلاق سیاسی» به عنوان یک پروژه گفتمانی برای درونی سازی هنجارهای دینی در فرهنگ سیاسی؛ و «گفتمان سازی» به مثابه یک فرایند آگاهانه و هدفمند برای تبدیل یک ایده به یک باور رایج و مطالبه همگانی، که این برداشت عملیاتی با مفاهیم نظری قدرت در اندیشه فوکو و هژمونی در نظریه لاکلا و موفه همسو است. نتایج تحقیق نشان می دهد که از منظر آیت الله خامنه ای، موفقیت روحانیت در این پروژه گفتمانی منوط به تحقق مجموعه ای از بایسته های به هم پیوسته است. نخستین و بنیادین ترین بایسته، الگوسازی رفتاری است؛ به این معنا که روحانیون باید پیش از همه، خود تجسم عملی اخلاق سیاسی باشند. التزام به ساده زیستی، عدالت خواهی و تقوای سیاسی، به گفتار آن ها اعتبار می بخشد و سرمایه نمادین لازم برای تاثیرگذاری را فراهم می آورد؛ در غیر این صورت، هرگونه تلاشی برای ترویج اخلاق، بی اثر و حتی مخرب خواهد بود. بایسته دوم، روشنگری و «جهاد تبیین» است. روحانیت به عنوان «ورثه انبیاء»، موظف است با زبانی متناسب با نیازهای زمانه و مخاطب، آموزه های اخلاق سیاسی را تبیین کرده و با تمرکز بر گفتمان های حیاتی مانند عدالت و سبک زندگی اسلامی، جامعه را برای تحقق عملی ارزش ها بسیج کند. این تبیین باید فارغ از تعصبات جناحی و با بصیرت سیاسی صورت گیرد تا بتواند به یک حرکت اجتماعی موثر تبدیل شود. سومین بایسته، استقامت و تکرار هوشمندانه گفتمان است. در میدان رقابت گفتمانی، صرف بیان یک ایده کافی نیست. روحانیت باید با تکرار مداوم و در عین حال تبیین گر و خلاقانه، مفاهیم کلیدی را در ذهن جامعه زنده نگه دارد، تا این مفاهیم از سطح یک ایده به یک «مطالبه عمومی» ارتقاء یابند و مسئولان را به اقدام وادار کنند. چهارمین بایسته، ایفای نقش نظارت و ارشاد سیاسی است که در فریضه امر به معروف و نهی از منکر
تجلی می یابد. این نظارت در دو سطح عمومی (هدایت جامعه) و خاص (رصد عملکرد کارگزاران) تعریف می شود و روحانیت موظف است با استفاده از ابزارهای رسانه ای خود مانند منبر، به عنوان وجدان بیدار جامعه عمل کرده و از انحرافات جلوگیری نماید. نهایتا، بایسته پنجم، پاسخگویی به نیازهای زمانه است. گفتمان اخلاق سیاسی باید از حالت انتزاعی خارج شده و به یک پاسخ عملی به چالش ها و «بیماری های» اخلاقی- سیاسی جامعه تبدیل شود. روحانیت باید همچون «طبیبی حاذق»، دردها را تشخیص داده و راه حل های متناسب و کارآمد ارائه دهد تا گفتمان خود را به پروژه ای حیات بخش برای جامعه بدل سازد. در اندیشه آیت الله خامنه ای، روحانیت صرفا یک واعظ اخلاقی نیست، بلکه یک مهندس فرهنگی و راهبر سیاسی است که مسئولیت خطیر برساختن، ترویج و تثبیت گفتمان اخلاق سیاسی را از طریق یک مدل چندمرحله ای (الگوسازی، تبیین، استقامت و نظارت، و پاسخگویی) برعهده دارد. این تحلیل با تمرکز بر عاملیت نهادی روحانیت، شکاف موجود در ادبیات پژوهشی را پر کرده و روشن می سازد که موفقیت یا شکست این نهاد در ایفای این نقش، تاثیری مستقیمی بر مشروعیت، کارآمدی و پایداری اخلاقی نظام سیاسی در جامعه اسلامی دارد و درک این مدل، دریچه ای نو برای فهم پویایی های رابطه میان نهاد دین، اخلاق و قدرت در ایران معاصر می گشاید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ایران
گروه علوم سیاسی، دانشگاه باقرالعلوم(ع)، قم، ایران.