ناکارآمدی رئالیسم سیاسی و لیبرالیسم اقتصادی در حل بحران های بین المللی: بازنگری در تقابل و هم افزایی دو مکتب
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 4 اسفند 1404
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر به بررسی این مسئله می پردازد که دو مکتب فکری مسلط در روابط بین الملل، یعنی رئالیسم سیاسی و لیبرالیسم اقتصادی، که اغلب در تضاد با یکدیگر تلقی می شوند، در واقع مکمل یکدیگر بوده و هر دو در حل بحران های بین المللی ناکارآمد هستند، درحالی که مناظره های هستی شناختی متعددی بین متفکران این دو رویکرد همواره وجوه تقابلی این مکاتب را برجسته می کنند. رئالیسم و سایر نحله های آن درصدد گشودن گره های سیاست خارجی با استفاده از قدرت سخت یا «گزینه نظامی» است تا از قبل آن، منافع خویش را تامین کند؛ از سوی دیگر، لیبرالیسم نیز با تاکید بر همکاری و برجسته کردن امر اقتصاد، درصدد تامین منافع ملی کشورها است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی تطبیقی درصدد پاسخ به این سوال محوری و بنیادین بوده که: «چرا رئالیسم سیاسی و لیبرالیسم اقتصادی، به عنوان دو گفتمان مسلط در نظام بین المللی، در پاسخ دهی به چالش های پیچیده جهان معاصر ناکارآمد بوده اند؟». نتایج نشان می دهد که هیچ یک از این مکاتب به تنهایی قادر به تبیین پیچیدگی های حکمرانی چندسطحی در وقوع بحران های نوظهوری مانند امنیت سایبری نبوده اند و تنها با عبور از دوگانه سازی «امنیت در مقابل رفاه» و بازنگری بنیادین در مبانی نظری اقتصاد یا توسعه رویکردهای جدید میان رشته ای که عوامل اجتماعی، فرهنگی و روان شناختی را در تحلیل های اقتصادی لحاظ کنند، می توان به الگوهای پایدار همکاری دست یافت.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
دانشجوی دکتری، روابط بین الملل، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
گروه روابط بین الملل، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی،زنجان، ایران.
گروه روابط بین الملل، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.