اهمیت آموزش ضمن خدمت در تقویت کارآمدی حرفه ای معلمان دوره ابتدایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_16260
تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404
چکیده مقاله:
دوره ابتدایی به عنوان حساسترین و بنیادی ترین مرحله از فرایند رسمی یاددهی‑یادگیری، نقش بی بدیلی در شکل دهی به شخصیت، نگرش ها، مهارت های پایه و هویت تحصیلی دانش آموزان ایفا می کند و بی تردید، معلمان این دوره به عنوان مهم ترین کنشگران این عرصه، مسئولیتی خطیر و چندوجهی در قبال آینده تربیتی و آموزشی نسل نوپای کشور بر عهده دارند. با توجه به پویایی و تحول شتابان دانش بشری، تغییرات مستمر در برنامه های درسی، ورود فناوری های نوین به عرصه تعلیم و تربیت، و تنوع روزافزون نیازها و ویژگی های دانش آموزان، دیگر نمی توان صرفا به دانش و مهارت های اکتسابی معلمان در دوران پیش از خدمت بسنده کرد و ضرورت یادگیری مادام العمر و به روزرسانی مداوم شایستگی های حرفه ای از طریق آموزش های ضمن خدمت، به یک الزام انکارناپذیر برای نظام های آموزشی کارآمد تبدیل شده است. هدف غایی این پژوهش که با رویکردی توصیفی‑تحلیلی و با بهره گیری گسترده از آخرین دستاوردهای نظری و پژوهشی در حوزه های توسعه حرفه ای مداوم، روانشناسی معلم و اثربخشی آموزشی تدوین یافته است، تحلیل و تبیین ابعاد گوناگون اهمیت آموزش های ضمن خدمت در ارتقای کارآمدی حرفه ای معلمان دوره ابتدایی، شناسایی مولفه های کلیدی این نوع آموزش ها، و واکاوی چالش ها و موانع پیش روی تحقق اثربخشی آن ها در بافت نظام آموزشی ایران است. در این جستار، ابتدا به تشریح ابعاد مسئله و اهمیت حیاتی پرداختن به توسعه حرفه ای معلمان ابتدایی در چارچوب اسناد بالادستی و الزامات عصر جدید پرداخته شده، سپس مفاهیم بنیادینی همچون «آموزش ضمن خدمت»، «توسعه حرفه ای مداوم»، و «کارآمدی حرفه ای معلم» با مولفه های سه گانه دانش محتوایی، دانش تربیتی و مهارت های عملی تعریف و تبیین می گردند. در بخش یافته ها که مبتنی بر مرور نظام مند پژوهش های معتبر داخلی و خارجی است، مهم ترین ابعاد تاثیرگذاری آموزش های ضمن خدمت بر کارآمدی معلمان شامل به روزرسانی دانش تخصصی و محتوایی، توانمندسازی در به کارگیری روش های نوین تدریس و فناوری های آموزشی، تقویت مهارت های مدیریت کلاس و برقراری ارتباط موثر با دانش آموزان، ارتقای توانایی در طراحی و اجرای ارزشیابی های کیفی‑توصیفی، و نهایتا افزایش رضایت شغلی و خودکارآمدی معلمان تحلیل و تبیین می گردد. در ادامه، چالش های اساسی پیش روی نظام آموزش ضمن خدمت در ایران نظیر پراکندگی و عدم انسجام برنامه ها، محتوای غیرکاربردی و تئوریک، عدم توجه به نیازهای واقعی معلمان، روش های اجرایی سنتی و غیرمشارکتی، و فقدان نظام ارزشیابی دقیق از اثربخشی دوره ها شناسایی شده و در پایان، راهکارهایی عملی و مبتنی بر شواهد در سطوح سیاست گذاری، طراحی برنامه، اجرا و ارزشیابی برای نیل به وضعیت مطلوب و تحقق توسعه حرفه ای اثربخش معلمان دوره ابتدایی ارائه می شود. یافته های این پژوهش بر این نکته محوری تاکید می ورزند که سرمایه گذاری هدفمند، نظام مند و مستمر بر روی آموزش های ضمن خدمت با کیفیت، نه یک هزینه که یک سرمایه گذاری راهبردی برای تضمین کیفیت آموزش در دوره ابتدایی و به تبع آن، ارتقای سرمایه انسانی کشور در بلندمدت است.
کلیدواژه ها:
آموزش ضمن خدمت ، توسعه حرفه ای معلمان ، کارآمدی حرفه ای ، معلمان دوره ابتدایی ، توانمندسازی معلمان ، کیفیت آموزش ، یادگیری مادام العمر
نویسندگان
شیوا نصیری
لیسانس رشته ادبیات فارسی دانشگاه دولتی کاشان