تاثیر یادگیری مبتنی بر پروژه بر خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_16259
تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404
چکیده مقاله:
دوره ابتدایی به عنوان حساسترین و بنیادی ترین مرحله از فرایند رسمی یاددهی‑یادگیری، نقش بی بدیلی در شکل دهی به باورهای بنیادین دانش آموزان نسبت به توانایی های خود ایفا می کند و در این میان، خودکارآمدی تحصیلی به عنوان یکی از قوی ترین پیش بین کننده های انگیزش، تلاش، پایداری در برابر مشکلات و نهایتا موفقیت تحصیلی، از جایگاهی ویژه و تعیین کننده برخوردار است. با توجه به ناکارآمدی فزاینده روش های سنتی و معلم‑محور تدریس در پاسخگویی به نیازهای شناختی و عاطفی نسل جدید یادگیرندگان و ایجاد باور عمیق به توانمندی ها، رویکردهای نوین و دانش آموز‑محوری همچون یادگیری مبتنی بر پروژه به عنوان راهکاری اثربخش برای ایجاد تحول بنیادین در فرایند یاددهی‑یادگیری و تقویت باورهای خودکارآمدی دانش آموزان مورد توجه روزافزون پژوهشگران و دست اندرکاران نظام های آموزشی قرار گرفته است. هدف غایی این پژوهش که با رویکردی توصیفی‑تحلیلی و با بهره گیری گسترده از آخرین دستاوردهای نظری و پژوهشی در حوزه های روانشناسی شناختی، نظریه های انگیزش و یادگیری و روش های نوین تدریس تدوین یافته است، تحلیل و تبیین ابعاد گوناگون تاثیر یادگیری مبتنی بر پروژه بر خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی، شناسایی سازوکارهای واسطه ای این تاثیرگذاری، و واکاوی چالش ها و موانع پیش روی اجرای اثربخش این رویکرد در بافت نظام آموزشی ایران است. در این جستار، ابتدا به تشریح ابعاد مسئله و اهمیت حیاتی پرداختن به باورهای خودکارآمدی از همان سال های نخستین تحصیل پرداخته شده، سپس مفاهیم بنیادینی همچون «یادگیری مبتنی بر پروژه» با مولفه های محوری آن (پرسش محرک، تحقیق و کاوش، مشارکت و همکاری، ساختار پروژه محور، و بازخورد و تامل) و «خودکارآمدی تحصیلی» بر اساس نظریه شناختی‑اجتماعی بندورا با منابع چهارگانه آن (تجارب موفقیت آمیز، تجارب جانشینی، ترغیب کلامی و حالات فیزیولوژیک) تعریف و تبیین می گردند. در بخش یافته ها که مبتنی بر مرور نظام مند پژوهش های معتبر داخلی و خارجی است، مهم ترین ابعاد تاثیرگذاری یادگیری مبتنی بر پروژه بر خودکارآمدی دانش آموزان شامل فراهم آوردن تجارب مستقیم و ملموس موفقیت، ایجاد فرصت های مشاهده عملکرد همسالان موفق، تقویت حس استقلال، عاملیت و مالکیت بر فرایند یادگیری، ارائه بازخوردهای مستمر و اصیل، و کاهش اضطراب تحصیلی از طریق یادگیری در بستر موقعیت های واقعی و معنادار تحلیل و تبیین می گردد. در ادامه، چالش های اساسی پیش روی معلمان و نظام آموزشی در مسیر اجرای اثربخش یادگیری مبتنی بر پروژه نظیر کمبود زمان، تراکم محتوای درسی، ناآشنایی معلمان با این رویکرد، چالش های ارزشیابی، و کمبود منابع و امکانات شناسایی شده و در پایان، راهکارهایی عملی و مبتنی بر شواهد در سطوح سیاست گذاری، طراحی برنامه درسی، توانمندسازی معلمان و اجرای کلاسی برای نیل به وضعیت مطلوب و بهره گیری حداکثری از ظرفیت های این رویکرد در جهت تقویت خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی ارائه می شود. یافته های این پژوهش بر این نکته محوری تاکید می ورزند که یادگیری مبتنی بر پروژه، نه صرفا یک روش تدریس، که یک رویکرد فلسفی به آموزش است که با قرار دادن دانش آموز در مرکز فرایند یادگیری و اعطای نقش فعال به او، می تواند به طور بنیادین باورهای خودکارآمدی را از طریق خلق تجارب مستقیم موفقیت و توانمندسازی شکل داده و زمینه ساز پرورش نسلی بااعتمادبه نفس، خلاق و مسئولیت پذیر شود.
کلیدواژه ها:
یادگیری مبتنی بر پروژه ، خودکارآمدی تحصیلی ، دانش آموزان دوره ابتدایی ، روش های نوین تدریس ، انگیزش تحصیلی ، باورهای توانمندی ، یادگیری فعال
نویسندگان
مهرناز باشی
کارشناسی ادبیات فارسی دانشگاه آزاد واحد بوشهر