تحلیل مزایا و معایب آموزش تلفیقی در ارتقای کیفیت آموزشی در مدارس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_16169
تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404
چکیده مقاله:
استقرار نظام آموزش تلفیقی در مدارس به عنوان پاسخی هوشمندانه به نیازهای متغیر عصر اطلاعات، نقطه عطفی در تلاش برای ارتقای کیفیت فرایندهای یاددهی-یادگیری محسوب می شود. این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی، به واکاوی موازنه میان فرصت های تحول آفرین و چالش های بازدارنده این الگو در محیط های آموزشگاهی می پردازد تا مسیر دست یابی به استانداردهای نوین آموزشی را هموار سازد. در بررسی مزایا، نخستین مولفه کلیدی، ایجاد محیطی دانش آموزمحور است که در آن یادگیری از حصار زمان و مکان خارج شده و انعطاف پذیری عملیاتی جایگزین ساختارهای صلب سنتی می گردد. آموزش تلفیقی با بهره گیری از ابزارهای چندرسانه ای و پلتفرم های تعاملی، سطح انگیزش و اشتیاق تحصیلی را ارتقا بخشیده و امکان رصد دقیق و لحظه ای پیشرفت دانش آموزان را برای معلمان فراهم می آورد؛ امری که به نوبه خود منجر به مداخلات آموزشی بهنگام و شخصی سازی مسیر یادگیری بر اساس نیازهای فردی می گردد. همچنین، این رویکرد به تقویت مهارت های تفکر انتقادی و حل مسئله کمک کرده و آمادگی فراگیران را برای زیست در جامعه ای دانش بنیان دوچندان می کند. با این حال، تحلیل معایب و چالش های این مسیر نشان می دهد که ارتقای کیفیت آموزشی در سایه آموزش تلفیقی، تابعی از متغیرهای پیچیده زیرساختی و انسانی است. شکاف طبقاتی در دسترسی به ابزارهای هوشمند، نخستین تهدید جدی است که می تواند برابری فرصت های آموزشی را خدشه دار کرده و کیفیت یادگیری را در مناطق کم برخوردار به جای ارتقا، با بازتولید نابرابری مواجه سازد. علاوه بر این، وابستگی بیش از حد به فناوری ممکن است منجر به انزوای اجتماعی و تضعیف مهارت های ارتباطی کلامی و عاطفی در دانش آموزان شود که خود از ارکان کیفیت در نظام مدرسه است. از سوی دیگر، مقاومت در برابر تغییر در میان کادر آموزشی و فقدان دانش تخصصی برای تلفیق بهینه محتوای حضوری و مجازی، می تواند این الگو را به یک تجربه سطحی و ناکارآمد تبدیل کند. در نهایت، یافته های این پژوهش بر این حقیقت استوار است که آموزش تلفیقی تنها زمانی به ارتقای واقعی کیفیت منجر می شود که به عنوان یک مکمل پداگوژیک و نه جایگزین کامل تعاملات انسانی نگریسته شود. موفقیت این الگو مستلزم سرمایه گذاری متوازن در حوزه سخت افزار و نرم افزار، بازتعریف نقش معلم به عنوان تسهیل گر و تدوین استانداردهای بومی برای نظارت بر کیفیت محتوای دیجیتال است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان