بررسی چارچوب های مفهومی مشارکت خانواده در تقویت انگیزش و خودمدیریتی تحصیلی در نظام آموزشی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_16077

تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404

چکیده مقاله:

مشارکت خانواده دیگر یک فعالیت فوق برنامه محسوب نمی شود، بلکه به عنوان یکی از ستون های بنیادین برای ارتقای کیفیت یادگیری و پرورش ابعاد روانی فراگیران در کانون توجه قرار گرفته است و در این میان، پیوند راهبردی میان خانه و مدرسه نقشی بی بدیل در شکوفایی ظرفیت های درونی ایفا می کند. هدف اصلی و غایی این نوشتار تحلیلی، بررسی عمیق و تبیین چارچوب های مفهومی مشارکت خانواده در تقویت انگیزش درونی و خودمدیریتی تحصیلی دانش آموزان در بستر نظام آموزشی است تا نشان دهد چگونه ساختارهای حمایتی والدین می تواند مرزهای اشتیاق به دانستن و استقلال رفتاری را به شکلی معنادار گسترش دهد. این پژوهش با مرور نظام مند الگوهای نظری و تحلیل روان شناختی بسترها، استدلال می کند که مشارکت والدین زمانی که از سطح فیزیکی فراتر رفته و به لایه های شناختی و عاطفی نفوذ می کند، ذهن فراگیر را از حالت انفعال خارج کرده و وی را به کنشگری خودفرمان در مسیر کسب دانش تبدیل می نماید. بر اساس یافته های تحلیلی این مطالعه، چارچوب های مشارکت خانواده در سه محور درهم تنیده بر تقویت خودمدیریتی و انگیزش اثر می گذارند: نخست، از طریق ایجاد «ساختار و نظم پیش بینی پذیر» در محیط خانه، فراگیران می آموزند که چگونه اهداف بلندمدت خود را به گام های کوچک و اجرایی تقسیم کنند که این امر مستقیما به ارتقای انگیزش پیشرفت منجر می گردد؛ دوم، با اعمال حمایت های مبتنی بر «خودمختاری» به جای کنترل گری مستقیم، والدین فضایی را فراهم می آورند که در آن دانش آموز مسئولیت پیامد رفتارهای تحصیلی خود را آگاهانه بر عهده می گیرد و بدین ترتیب، مهارت های خودمدیریتی در وجود وی نهادینه می شود؛ و سوم، همسویی انتظارات آموزشی خانواده با ارزش های مدرسه، نوعی انسجام هویتی در فراگیر ایجاد می کند که مانع از هدررفت توان ذهنی در تعارض های نقش شده و پایداری در یادگیری را به شدت افزایش می دهد. در نهایت، این مقاله نتیجه گیری می کند که انگیزش و خودمدیریتی تحصیلی دستاوردهایی هستند که عمیقا ریشه در کیفیت تعاملات والد-فرزندی و مشارکت هوشمندانه خانواده در زیست تحصیلی دارند و نهادینه سازی این چارچوب های مفهومی در سیاست گذاری های کلان نظام آموزشی، ضمن ارتقای سلامت روان یادگیرندگان، بستری استوار برای تربیت نسلی خودراهبر، باانگیزه و توانمند فراهم می آورد که قادرند با مدیریت هوشمندانه مسیر رشد خویش، نقش های سازنده ای در توسعه پایدار جامعه ایفا نمایند و این همان رسالت راستین تعلیم و تربیت نوین به شمار می رود.

نویسندگان

معصومه آینه ساز جدید

لیسانس زبان و ادبیات عرب

سهیلا اسماعیلی

لیسانس آموزش ابتدایی

پری ناز گنج پور

فوق لیسانس ژنتیک زیست شناسی

مریم بایرامی

لیسانس دینی و عربی