مرور تعامل خانواده و مدرسه در پرورش یادگیری خودتنظیم در مدارس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_16072
تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404
چکیده مقاله:
در زیست بوم پیچیده و پویای نظام های آموزشی معاصر، یادگیری خودتنظیم به عنوان یکی از مولفه های کلیدی و بنیادین برای دستیابی به پیشرفت تحصیلی پایدار و پرورش فراگیرانی مستقل و آگاه شناخته می شود و در این میان، تعامل هدفمند و هم افزای نهادهای تربیتی اصلی، یعنی خانه و مدرسه، نقشی بی بدیل در شکوفایی این ظرفیت های شناختی و فراشناختی ایفا می کند. هدف اصلی و غایی این پژوهش توصیفی، واکاوی عمیق و مرور جامع تعامل خانواده و مدرسه در پرورش یادگیری خودتنظیم فراگیران در بستر مدارس است تا نشان دهد چگونه پیوند راهبردی این دو محیط سازنده می تواند مرزهای خودمدیریتی و استقلال فکری را به شکلی معنادار گسترش دهد. این مطالعه با مرور نظام مند متون علمی و تحلیل روان شناختی بسترها، استدلال می کند که مهارت های خودتنظیمی هرگز در خلا شکل نمی گیرند، بلکه محصول مستقیم هم گرایی ساختارهای حمایتی والدین و مربیان هستند و ذهن فراگیر را از حالت وابستگی هدایتی خارج کرده و وی را به راهبر فعال جریان یادگیری تبدیل می نمایند. بر اساس یافته های توصیفی این نوشتار جامع، مولفه های اثرگذار در دو لایه درهم تنیده بر پرورش خودتنظیمی تاثیر می گذارند: نخست در بعد خانوادگی، عواملی نظیر الگوسازی رفتارهای هدفمند، نظارت حمایت گرانه والدین بر تکالیف، فراهم آوردن محیطی غنی برای مطالعه در خانه و تشویق به برنامه ریزی مستقل، نقشی بی بدیل در شکل گیری انگیزه های درونی ایفا می کنند؛ به گونه ای که فراگیران پرورش یافته در چنین فضایی، توانمندی بسیار بیشتری در پایش و ارزیابی عملکرد تحصیلی خود نشان می دهند؛ و دوم در بعد مدرسه ای، مولفه هایی همچون آموزش صریح راهبردهای شناختی توسط معلمان، ارائه بازخوردهای سازنده و فرآیندمحور، ایجاد جو روانی امن مبتنی بر مشارکت در کلاس درس، و برقراری ارتباط مستمر و دوطرفه با اولیا جهت همسوسازی انتظارات آموزشی، زمینه ساز اصلی برای تقویت حس عاملیت و استقلال شناختی محسوب می گردند. در نهایت، این مقاله نتیجه گیری می کند که رشد و تعالی یادگیری خودتنظیم دستاوردی است که عمیقا ریشه در یک اتحاد راهبردی و تبادل اطلاعات مستمر میان راهبردهای تربیتی خانواده و سیاست های آموزشی مدرسه دارد و نهادینه سازی چنین رویکرد یکپارچه ای، ضمن ارتقای چشمگیر مهارت های حل مسئله، بستری استوار برای تربیت نسلی مادام العمر یادگیرنده و توانمند فراهم می آورد که قادرند با مدیریت هوشمندانه مسیر رشد خویش، نقش های سازنده ای در توسعه پایدار جامعه ایفا نمایند و این همان رسالت راستین تعلیم و تربیت نوین به شمار می رود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
داود ایروانی
فوق لیسانس مشاوره دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد نیشابور