تبیین فرصت ها و موانع راهبردی در مسیر توانمندسازی حرفه ای معلمان در بستر تحول دیجیتال
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_16071
تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404
چکیده مقاله:
در پاردایم پویای آموزش و پرورش نوین که با تحولات بنیادین در قلمرو فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی در هم آمیخته است، موضوع توانمندسازی حرفه ای معلمان به عنوان پیشران اصلی عدالت آموزشی و کیفیت بخشی به فرآیند یادگیری، جایگاهی راهبردی و حیاتی یافته است. این مقاله با هدفی تبیینی به واکاوی عمیق فرصت های نوظهور و موانع بازدارنده در مسیر بالندگی مربیان در بستر تحول دیجیتال می پردازد تا نمایی روشن از زیست حرفه معلمان در عصر حاضر ترسیم نماید. در بخش نخست، فرصت های بی بدیلی مورد واکاوی قرار می گیرند که این تحول شگرف در اختیار نظام های تعلیم و تربیت قرار داده است؛ دسترسی نامحدود به مخازن دانش جهانی، شکل گیری شبکه های یادگیری تعاملی میان معلمان در سطوح فراملی، بهره گیری از هوش مصنوعی برای تحلیل دقیق داده های یادگیری و همچنین امکان شخصی سازی مسیر رشد حرفه ای متناسب با نیازهای فردی، از جمله ظرفیت هایی هستند که می توانند نقش معلم را از یک مدرس سنتی به یک طراح آموزشی خلاق و راهبر یادگیری ارتقا دهند. با این حال، در لایه دوم، چالش ها و موانعی خودنمایی می کنند که در صورت عدم مدیریت هوشمندانه، می توانند فرآیند توانمندسازی را با کندی مواجه سازند؛ نابرابری در دسترسی به زیرساخت های فناورانه، مقاومت های ذهنی در برابر الگوهای جدید آموزشی، سنگینی بار کاری معلمان که زمان کافی برای بازآموزی را از آنان سلب می کند، و همچنین فقدان چارچوب های جامع برای ارزیابی شایستگی های نوین، از جمله چالش های ساختاری و فردی هستند که نیازمند توجه ویژه سیاست گذاران می باشند. این پژوهش استدلال می کند که توانمندسازی حرفه ای در این دوران، فراتر از کسب مهارت های فنی صرف، نیازمند توسعه سواد اطلاعاتی و تقویت مهارت های نرم به منظور مدیریت کلاس های درس نوین است. در واقع، تحول دیجیتال نباید به عنوان جایگزینی برای نقش انسانی معلم تلقی شود، بلکه باید به مثابه ابزاری برای تقویت عاملیت و تخصص وی در جهت هدایت بهتر فراگیران به کار گرفته شود تا از فرسودگی شغلی در محیط های پرشتاب جلوگیری گردد. در نهایت، این نوشتار نتیجه گیری می کند که عبور موفق از موانع و بهره گیری حداکثری از فرصت ها، مستلزم ایجاد یک فرهنگ سازمانی یادگیرنده در مدارس و تدوین برنامه های جامع حمایتی است که در آن معلمان به عنوان ذینفعان اصلی، در فرآیند طراحی و اجرای راهبردهای نوین مشارکت فعال داشته باشند تا بدین وسیله، بستری استوار برای تربیت نسلی متفکر و نوآور فراهم آید که این همان رسالت راستین نظام های آموزشی در سپهر جهان دانش بنیان معاصر به شمار می رود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم قربانی فتحکوهی
فوق لیسانس مدیریت آموزشی
سیما داب
لیسانس مدیریت آموزشی
ساقی داب
لیسانس مدیریت آموزشی
شهین عبداالهی
فوق لیسانس مشاوره و راهنما