مقولات ذهنی در نظام حکمت صدرایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CPSP02_1231
تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404
چکیده مقاله:
مقدمه بشر برای تسهیل فرایند ادراکی خود و شناخت جزئیات مبهم وجودی نیازمند مقوله بندی مفاهیم است. ذهن انسان ساختاری مقوله محور داشته و بر این اساس به شناخت محیط پیرامون می پردازد. مقولات اموری زبانی و منطقی هستند که فرآیند معرفت را تسهیل می کنند. لیکن به نظر برخی این مقولات در مورد تمامی عرصه هستی نمی توانند کارایی داشته باشند و تنها زمانی پاسخگوی نیازهای شناختی ما هستند که در محدوده ماهیات سخن بگوییم. بنابراین دایره استعمال و کارایی مقولات اساسا محدود است. اما دیدگاه ملا صدرا در مورد اصالت وجود تفسیر ویژه ای را در این باب رقم می زند به این ترتیب که ذات هستی مطابق با اندیشه صدرایی صرفا وجود است و سایر مفاهیم هم برخاسته از مراتب خود وجود هستند و نامی جز وجود ندارند لیکن ذهن انسان برای تسهیل امور و بین الاذهانی ساختن این امور دست به مفهوم سازی و مقوله بندی می زند. در واقع با قول به اصالت وجود و پذیرفتن تشکیکی بودن مراتب هستی در واقع می پذیریم که اموری از نهایت بهره وجودی و اموری دیگری از نهایت فقر وجودی برخوردارند یعنی اموری هستند که حقیقی تر و اصیل تر از سایر امورند. در هستی شناسی صدرایی هرچه از عالم مجردات به سمت ماهیات و مادیات وجود بیاییم از شدت غنای وجودی موجودات کاسته می شود؛ خداوند بیشتر وجود و محض است و پس از آن عالم مجردات واجد موجودیت قوی هستند. اما ما ضمن پذیرش اعتباری بودن مقولات و عدم اصالت آنها می بینیم که ملاصدرا در ارائه نظر مهم و کلیدی خود در باب مثل از عناوینی استفاده کرده که گویای اعتبار مقولات است. این مشاهدات ما را به تناقضاتی در آراء ملا صدرا خواهد کشاند. همانطور که می دانیم مثل به عنوان حلقه اتصال عالم مجرد و مادی نمونه های اتم و اکمل موجودات مادی اند؛ موجوداتی که به خاطر تجرد و به ساطت شان تن به هیچ نوع از مقولات نداده و در هیچ قالب مفهومی نمی گنجند. اما ما از آنها تحت عنوان نوع اکمل، رب النوع و... یاد می کنیم و به علاوه عملا آنها را دسته بندی می کنیم. اینان خود مجرد بوده و تن به هیچ دسته بندی نمی دهند و در عین حال این انواع صاحبان و مرجع های اصنام و اضلال خود در عالم ماده اند. بی اعتباری برخی مقولات از نظر ملاصدرا به نظر ملاصدرا اعتبار مقولات عام نبوده و حقایقی وجود دارد که ذیل هیچ مقوله ای قرار نمی گیرد. همچنان که بنا بر تعریف، برخی مقولات اولی مفاهیمی هستند که مستقیما توسط انسان از عالم خارج درک و دریافت می شوند. مقولات عشر نیز همگی از معقولات اولی هستند؛ معقولات اولی مضاف بر این که در ذهن ادراک می شوند حتما در خارج نیز مصداق دارند. پس معقولات عشر ماهوی بوده و شامل امور غیر ماهوی نمی شوند. (جوادی آملی، ۱۳۹۴، ج۱، ۳۱۲) و اگر کسی جوهر و عرض را انکار کند و اختلاف جواهر را یک اختلاف ماهوی نداند آن وقت دیگر بحث از جنس و فصل و نوع و ماده و صورت و تعریف به حد و رسم محلی نخواهد داشت) (طباطبائی، ۱۳۹۰، ج ۴، ۱۰۲). به عنوان مثال ملاصدرا در مشهد اول شواهد الربوبیه اظهار می کند که شان خداوند اجل از آن است که اعراضی داشته باشد. همچنین اگر واجب جوهر می بود لازم می آمد که خداوند دارای ماهیت باشد؛ حال آنکه خداوند ماهیت ندارد و به این ترتیب ذات خداوند خارج از مقولات است. (ملاصدرا، ۱۳۹۱، ۵۲) به طور کلی امور بسیط فاقد ماهیت هستند چرا که اگر دارای ماهیتی زائد ذات بر خود باشند، از این امر لازم می آید که فاعل و قابل باشند حال آنکه این امر باطل است. (جوادی آملی، ۱۳۹۴، ج۱) هیچ اشکالی ندارد اگر حقایق بسیط تحت هیچ مقوله ای قرار نگیرند (ملاصدرا، ۱۴۲۵، ج۱، ۲۷۶). از همین رو مفهوم اساسی و کلیدی فلسفه خود؛ یعنی وجود را هم از محدوده مقولات بیرون می داند؛ وجود از نظر ملاصدرا به دلیل بساطت خود جنس و فصل ندارد.(همان، ۱۰) و برای تحقق خود نیازمند هیچ قید جنسی و فصلی نیست که به وسیله آن به دو قسم تقسیم گردد یا مشخص و متمیز شود (ملاصدرا، ۱۳۹۱، ۱۰).
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا کریمی
دانشگاه ایلام
مجید ضیایی قهنویه
دانشگاه ایلام