اثربخشی آموزش الگوی بالینی خلاقیت درمانی بر امید و شادکامی مردان افسردهی بیمارستان اعصاب و روان کرج

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 44

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CPSP02_0972

تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404

چکیده مقاله:

افسردگی مزمن یکی از اختلالات شایع و ناتوان کننده روانی است که پیامدهای جبران ناپذیری بر کارکرد فردی و اجتماعی بیماران برجای می گذارد و سبب کاهش امید به زندگی و شادکامی می گردد. بر این اساس محققان در سال های اخیر به دنبال شناسایی و تدوین الگوهای مداخله ای نوین جهت ارتقای سلامت روان و بهبود کیفیت زندگی مبتلایان به افسردگی بوده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش الگوی بالینی خلاقیت درمانی بر افزایش امید و شادکامی مردان دچار افسردگی مزمن بستری شده در بیمارستان اعصاب و روان امام حسین کرج انجام شده است. روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه مردان مبتلا به افسردگی مزمن بستری در این مرکز بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام گرفت. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه امید هرث، پرسشنامه شادکامی آکسفورد و آزمون تفکر خلاق تصویری گیلفورد بود. مداخله بر اساس الگوی بالینی خلاقیت درمانی شامل ۸ تا ۱۲ جلسه آموزشی دوساعته با تاکید بر تقویت مولفه های فراشناختی، زبانی، شخصیتی، انگیزشی و زبان بدنی متناسب با رویکرد پیرخائفی و همکاران، بر گروه آزمایش اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی نشان داد که آموزش خلاقیت درمانی به طور معناداری موجب افزایش امید و شادکامی در بیماران گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل گردید. نتایج حاصل از این پژوهش تاکید می کند که فعال سازی ظرفیت های خلاقانه در بیماران افسرده، ارتقاء خودکارآمدی و بهبود راهبردهای مقابله ای نه تنها نقش موثری در بهبود شاخص های سلامت روان و کاهش علائم افسردگی دارد، بلکه می تواند به طور پایدار امید به زندگی و شادکامی آنان را افزایش دهد. در نهایت، یافته ها حاکی از آن است که بهره گیری از رویکردهای نوین روان درمانی همچون الگوی بالینی خلاقیت درمانی می تواند به عنوان راهکاری اثربخش و مکمل برای ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به افسردگی مزمن مورد توجه درمانگران و سیاست گذاران حوزه بهداشت روان قرار گیرد.

نویسندگان

فاطمه رحیمی

کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار سمنان ایران

علیرضا پیرخائفی

دانشیار عصب روان شناسی گروه روان شناسی دانشکده پیراپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار، سمنان، ایران