بررسی نوروساینس اعتماد به نفس چگونه مداخلات شناختی-حسی می توانند اضطراب و مشکلات یادگیری را کاهش دهند؟

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 82

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CPSP02_0939

تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404

چکیده مقاله:

در سال های اخیر نقش سازوکارهای عصبی و شناختی در شکل گیری و تقویت اعتماد به نفس دانش آموزان به موضوعی مهم در پژوهش های آموزشی و روان شناختی تبدیل شده است. فشارهای آموزشی و اجتماعی دوران دانش آموزی در کنار چالش های یادگیری و اضطراب های مرتبط با آن مدارس را به محیط هایی پیچیده از تعامل عوامل روانی و زیستی تبدیل کرده است. شواهد علمی نشان می دهد که رویکردهای مبتنی بر نوروساینس می توانند درک عمیق تری از روندهای یادگیری و رشد شخصی به دست دهند. اهمیت طراحی و ارزیابی مداخلاتی که جنبه های شناختی و حسی را هدف قرار می دهد برای ارتقاء سلامت روان و پیشرفت تحصیلی نسل جوان بیش از پیش احساس می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی جامع تاثیر مداخلات شناختی حسی بر سطوح اعتماد به نفس، میزان اضطراب و مشکلات یادگیری دانش آموزان مدارس شهر رشت انجام شد. این مطالعه در بازه زمانی مهر ۱۴۰۳ تا فروردین ۱۴۰۴ و با تمرکز بر دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم در مدارس مختلف رشت صورت گرفت. اهمیت این پژوهش در آن است که با رویکرد نوروساینس رابطه میان ساختارها و فرآیندهای مغزی با رشد اعتماد به نفس و توانایی مقابله با اضطراب و مشکلات یادگیری تبیین می شود؛ امری که می تواند تحولی اساسی در شیوه های آموزشی و روان شناختی مدارس ایجاد کند. در این تحقیق از روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده و نمونه مورد نظر با روش تصادفی خوشه ای انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های معتبر و استاندارد اعتماد به نفس کوپر اسمیت، اضطراب کتل و چک لیست مشکلات یادگیری بهره گرفته شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و روش های آماری مناسب تحلیل شدند تا تاثیر مداخلات به طور دقیق ارزیابی گردد. یافته ها نشان می دهد که اجرای منظم مداخلات شناختی حسی به طور معناداری سبب ارتقاء اعتماد به نفس دانش آموزان شده و همزمان کاهش قابل توجهی در سطوح اضطراب و میزان مشکلات یادگیری آنان ایجاد نموده است. این تاثیرات مثبت نه تنها در نتایج آزمون های استاندارد منعکس شد بلکه در بهبود عملکرد تحصیلی و تعاملات اجتماعی دانش آموزان نیز مشاهده گردید. بر این اساس نتایج پژوهش حاضر می تواند بستری مناسب را برای تدوین برنامه های مداخله ای و مشاوره ای در سطح مدارس شهر رشت فراهم کند و به مسئولان و دست اندکاران حوزه تعلیم و تربیت کمک نماید تا با رویکردهای علمی و مبتنی بر شواهد ارتقای سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را هدف مندتر دنبال نمایند.

نویسندگان

ابوالفضل احمدی

کارشناسی روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت استان گیلان ایران