از ناترازی تا بازآفرینی: خوانش میان رشته ای نقش مردم اصفهان در بازسازی زیست پذیری شهری و معماری آب محور

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 62

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IWWA06_221

تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تحلیل میان رشته ای ناترازی در نظام تامین و مصرف آب اصفهان و تبیین نقش مردم در بازآفرینی زیست پذیری و معماری آب محور شهر انجام شد. اصفهان به عنوان یکی از کهن ترین شهرهای ایران، در بستر پیوند دیرینه ی انسان، طبیعت و هنر شکل گرفته است، اما در دهه های اخیر با خشک شدن زاینده رود، این پیوند تاریخی دچار گسستی عمیق شده است. در این پژوهش، ناترازی آب نه به عنوان مسئله ای صرفا فنی، بلکه به مثابه پدیده ای اجتماعی، فرهنگی و فضایی مورد واکاوی قرار گرفت. روش پژوهش، آمیخته ی اکتشافی بود. در بخش کیفی، با استفاده از نظریه ی داده بنیاد نظام مند اشتراوس و کوربین، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۸ نفر از مدیران، معماران، فعالان محیط زیست و شهروندان اصفهان گردآوری و در نرم افزار NVivo ۱۴ تحلیل شدند. در مرحله ی کمی، مدل مفهومی استخراج شده با داده های حاصل از ۳۸۵ پرسشنامه و با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار AMOS ۲۶ آزمون شد. نتایج کیفی نشان داد که بحران ناترازی، بازتاب شکاف میان انسان، فضا و نهاد است؛ شکافی که از طریق گسست اجتماعی–فرهنگی و حذف آب از سیمای شهر، زیست پذیری اصفهان را تهدید کرده است. از دل تحلیل ها، شش مقوله ی محوری شناسایی شد: چالش های حکمرانی، الگوهای مصرف و آگاهی عمومی، ناپایداری اکولوژیکی و کالبدی، گسست اجتماعی–فرهنگی، بازتولید معماری آب محور، و تاب آوری اجتماعی–فضایی. نتایج کمی نیز تایید کرد که مدیریت نهادی از طریق سه مسیر میانجی یعنی فرهنگ مصرف، پایداری اکولوژیکی و معماری آب محور، تاثیری مستقیم و غیرمستقیم بر تاب آوری اجتماعی دارد (CFI=۰.۹۴، RMSEA=۰.۰۴۶). یافته ها نشان دادند که بازآفرینی اصفهان از بازگشت آب به رودخانه آغاز نمی شود، بلکه از بازگرداندن معنا به فضا شروع می شود. زمانی که شهروندان در تصمیم سازی ها مشارکت کنند و فضاهای عمومی بار دیگر با حضور آب زنده شوند، تاب آوری شهری و حس تعلق اجتماعی نیز بازسازی خواهد شد. در نتیجه، گذار از ناترازی به بازآفرینی مستلزم پیوندی تازه میان سه حوزه ی حکمرانی تطبیقی، فرهنگ مصرفی و معماری آب محور است؛ پیوندی که می تواند از دل مردم و با تکیه بر سرمایه ی فرهنگی اصفهان شکل گیرد.

نویسندگان

فاطمه ولیخانی

کارشناس معماری