نقش میانجی سبک های فرزندپروری در ارتباط تعارض کار–خانواده مادران شاغل با استفاده آسیب زای کودکان از وسایل دیجیتال
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SEPCONG01_068
تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404
چکیده مقاله:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تعارض کار_خانواده مادران شاغل و استفاده آسیب زای کودکان از وسایل دیجیتال با نقش میانجی سبک های فرزندپروری می باشد. جامعه آماری شامل مادران شاغل دارای کودکان ۴ تا ۷ سال در شهر بابل در سال ۱۴۰۳ بود. نمونه ای به حجم ۲۰۰ نفر به روش در دسترس انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تعارض کار–خانواده کارلسون و همکاران (۲۰۰۰)، پرسشنامه استفاده آسیب زای کودک از وسایل دیجیتال محمدزاده و همکاران (۱۴۰۱) و پرسشنامه سبک های فرزندپروری رابینسون و همکاران (۲۰۰۱) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای SPSS-۲۷ و AMOS-۲۲ تحلیل شدند. نتایج نشان داد تعارض کار–خانواده، رابطه مثبت و معناداری با استفاده آسیب زای کودکان از وسایل دیجیتال دارد (r=۰.۷۹, p<۰.۰۰۱). همچنین تعارض کار–خانواده رابطه منفی با سبک فرزندپروری مقتدرانه (p<۰.۰۰۱, r=-۰.۳۱) و رابطه مثبت با سبک های مستبدانه (p<۰.۰۰۱, r=۰.۳۳) و سهل گیرانه (p<۰.۰۰۱, r=۰.۲۹) دارد. رابطه سبک فرزندپروری مقتدرانه و استفاده آسیب زای کودکان از وسایل دیجیتال معنادار بدست نیامد (p=۰.۰۵, r=-۰.۱۳). متغیر سبک فرزندپروری مستبدانه و استفاده آسیب زا از وسایل دیجیتال توسط کودکان رابطه معناداری دارد (p<۰.۰۰۱, r=۰.۴۸). رابطه سبک فرزندپروری سهل گیرانه و استفاده آسیب زای کودکان از وسایل دیجیتال نیز معنادار است (p<۰.۰۰۱, r=۰.۳۸). از میان سبک های فرزندپروری، تنها سبک مستبدانه نقش میانجی نسبی در رابطه بین تعارض کار_خانواده و استفاده آسیب زای کودک از وسایل دیجیتال نشان داد (p<۰.۰۰۱, β=۰.۹۰). یافته ها نشان می دهد که تعارض کار_خانواده مادران می تواند با افزایش سبک فرزندپروری مستبدانه و در نتیجه افزایش احتمال استفاده آسیب زای کودک از وسایل دیجیتال همراه باشد. این نتایج بر ضرورت مداخلات حمایتی برای کاهش تعارض کار–خانواده و بهبود شیوه های فرزندپروری تاکید دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سیده فاطمه سید علی پور
دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی عمومی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
سمانه بهزاد پور
استادیار روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران