تحلیل کهن الگویی چند غزل عربی از دیوان شمس
محل انتشار: هفتمین همایش بین المللی فرهنگ و ادبیات فارسی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3
فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PLCCONF15_045
تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404
چکیده مقاله:
غزلیات عربی مولانا جلال الدین محمد بلخی اگرچه به نسبت اشعار فارسی او کمتر شناخته شده اند، اما از غنای معنایی، عرفانی و روانشناختی ویژه ای برخوردارند. این پژوهش با رویکردی میان رشته ای و با بهره گیری از نظریه کهن الگوهای کارل گوستاو یونگ به تحلیل روانشناختی تعدادی از این غزلیات پرداخته است. هدف پژوهش، شناسایی بازتاب ناخودآگاه جمعی و نمودهای کهن الگویی همچون، آنیما، پیر، دانا، خویشتن، سفر، قهرمان، مرگ و تولد روانی و جراحت شفابخش در لایه های درونی شعر مولانا است. نتایج تحلیل ها نشان می دهد که مولانا در غزلیات عربی خود با استفاده از زبان رمزی، تصاویر نورانی، معشوق، آسمانی، ساقی، شراب، سفر شبانه و فراق و وصال ساختاری نمادین از سلوک روحانی را ترسیم می کند که عمیقا با ساختار ناخودآگاه انسان به ویژه در ساحت کهن الگوها همخوان است. معشوق در این اشعار، تجسم آنیما و تجلی خویشتن است؛ سفر عاشق به سوی وصال نمادی از مسیر فردیت یابی است و رنج و محرومیت عاشق، مرحله ای ضروری در بازسازی روان و عبور از خود محدود به سوی خود متعالی است. این مقاله می کوشد نشان دهد که پیوند عرفان مولوی با روان شناسی تحلیلی نه تنها امکانی برای تفسیر نوین شعر مولانا فراهم می آورد بلکه راهی برای فهم عمیق تر تجربه عرفانی، زبان نمادین و ساحت ناخودآگاه انسان است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نوشین خوش بین
دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی دانشگاه رازی کرمانشاه