رابطه لحن و محتوا در بیست غزل دیوان شمس
محل انتشار: هفتمین همایش بین المللی فرهنگ و ادبیات فارسی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 69
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PLCCONF15_027
تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404
چکیده مقاله:
زمینه و هدف: آنچه که از غزلیات حضرت مولانا در ارتباط با دیوان شمس تبریزی چه از لحاظ لحن و چه از لحاظ محتوا دیده می شود این است لحن یکی از خصایص آوایی زبان گفتاری و بیانگر حالتی است عاطفی که گوینده قصد القای آن را دارد. در ادبیات نمایشی و در شعر، لحن مخاطب را به درک عواطف سخنگو رهنمون است. همچنین در نشان دادن فضای گفتمان و بر اثر آن در فهم درست معنای آن سهم موثر دارد. در بررسی رابطه لحن و محتوا در بیست غزل دیوان شمس اینگونه بررسی شده است که اغلب غزلیات مولوی نمونه های شگفت آور و موفق، ثبت لحظه های زندگی اوست و شعر برای مولانا تجربه است و این تجربه ها هر قدر از حیث عوامل موسیقایی و زبان و تصویری متنوع باشد از وحدتی برخوردارند که ناگزیر آن را باید وحدت حال نامید و این وحدت حال از جهان بینی و نظام فکری و نگرش ژرف استوار او ناشی می شود و هر غزل مولانا نتیجه جوشش ضمیر ناخودآگاه اوست و اغلب به تاثیر موسیقی وجود و شور و سماع پدید آمده و این وحدت حال نمایان تر است و قالب شکنی مولانا در تمام ابعاد اشعار او و با وضوح بسیاری قابل رویت می باشد، چرا که مولانا شاعری ست که از تمام بندها عبور کرده و هیچ قیدی را بر پای کلمات خود نمی یابد تا مانع از آنچه باشد که در وجود او از عشق و عرفان و وصل و جدایی و غم و شادی و وجود الهی انسان در غلغله، در جوش و خروش است پس همراهی و همسویی در کلام مولانا از برجستگی های پرنفوذ شعر ایشان است و اشعار مولانا با الهام گرفتن از زبان عامه خود یک نوآوری تازه ای محسوب می شود. در مقایسه با مثنوی این نکته قابل ذکر است که مولوی در مثنوی علم و عرفان و عشق را هر سه را به هم آمیخته و از آمیزش آنها معجونی خوش گوار ساخته که به مذاق همه کس سازگار است، عالم، عارف، عاشق حتی عامی نیز به قدر استعداد خود از آن کتاب فایده و لذت می برد اما در غزلیات سراپا عشق است و حال جذبه و شور کلماتی است که در بحران آشفتگی و انقلاب احوال از مغزی متلاطم و روحی پرسودا بیرون جوشیده است (همایی، ۱۳۷۷: ۶۳).
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه فرمانی
دانشجوی دکترای ادبیات فارسی محض دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام (شهرری) تهران
مریم یوزباشی
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یادگار امام خمینی (ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران