بررسی و نقد شخصیت زن در رمان آناکارنینا
محل انتشار: هفتمین همایش بین المللی فرهنگ و ادبیات فارسی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 74
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PLCCONF15_018
تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404
چکیده مقاله:
مطالعه نقش و جایگاه زن در بافت های فرهنگی و اجتماعی یکی از حوزه های محوری پژوهش های انسان شناختی و مطالعات ادبی است؛ زیرا هویت زنان در طول تاریخ همواره تحت تاثیر سازوکارهای قدرت، ساختارهای مردسالارانه و مناسبات فرهنگی غالب شکل گرفته است. این دگرگونی ها موجب شده بازنمایی زن در متون ادبی نه تنها به عنوان انعکاسی از واقعیت اجتماعی بلکه به مثابه ابزاری برای تثبیت یا مقاومت در برابر گفتمان های مسلط عمل کند. در این چارچوب ادبیات نقش مهمی در بازتولید یا به چالش کشیدن تصویر زن ایفا کرده است. متون کلاسیک غالبا زن را در قالب الگوهای کلیشه ای و محدودکننده بازنمایی کرده اند؛ الگوهایی که زن را در نسبت با نقش های تابع عاطفی و وابسته تعریف می کرد. چنین رویکردی نه تنها تعیین کننده نوع حضور زن در روایت بوده بلکه در شکل گیری دیدگاه های اجتماعی نسبت به هویت زن نیز تاثیرگذار بوده است. با این حال تحولات فرهنگی و تغییرات ساختاری در جامعه امکان نقد این بازنمایی های یک سویه را فراهم آورده و نگاه تازه ای را در ادبیات ایجاد کرده است. ادبیات معاصر ضمن فاصله گرفتن از این ساختارهای سنتی زن را در قالب سوژ های مستقل آگاه و کنشمند معرفی می کند. این تغییر نه فقط حاصل تحول نگرش نویسندگان بلکه نتیجه دگرگونی های اجتماعی و افزایش نقش زنان در عرصه های عمومی است. از این رو، بررسی بازنمایی زن در آثار معاصر، فرصتی برای تحلیل چگونگی بازتاب این تحولات و نقد گفتمان های مرد محور گذشته فراهم می کند. رویکرد انتقادی به جایگاه زن در ادبیات نشان می دهد که تصویر زن از حالت تک بعدی و نمادین گذشته فاصله گرفته و به سوی هویتی چندلایه و پویا حرکت کرده است. زن در روایت های جدید، نه تنها نقش اجتماعی و فرهنگی داشته بلکه به عنوان عامل شکل دهنده روابط انسانی و ساختارهای معنایی در متن ظاهر می شود. چنین بازنمایی هایی بیانگر این است که هویت زن محصول تعامل پیچیده میان فردیت، جامعه و گفتمان های فرهنگی است و از چارچوب های محدودکننده گذشته فراتر رفته است. در مجموع، تحلیل بازنمایی زن در ادبیات نشان می دهد که رابطه میان زن و گفتمان اجتماعی مسیری خطی و ثابت ندارد؛ بلکه روندی پویا، انتقادی و در حال بازتعریف است. این رویکرد انتقادی امکان می دهد که جایگاه زن نه تنها پرور و حامل هویت مستقل باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مبینا سلیمی کوچی
دانشجوی کارشناسی فقه و حقوق دانشگاه دولتی شیراز