رابطه سواد عاطفی والدین و معلمان با پیشگیری از افت تحصیلی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 66

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERPS01_3830

تاریخ نمایه سازی: 2 اسفند 1404

چکیده مقاله:

افت تحصیلی به عنوان یک پدیده چندبعدی، ریشه هایی فراتر از عوامل شناختی و آموزشی دارد. پژوهش حاضر بر آن است تا نقش موثر سواد عاطفی، به عنوان توانایی شناسایی، درک، مدیریت و استفاده سازنده از هیجانات در خود و دیگران را در پیشگیری از افت تحصیلی مورد بررسی قرار دهد. هدف اصلی این مقاله، تحلیل رابطه بین سطح سواد عاطفی والدین و معلمان با کاهش عوامل خطرآفرین و افزایش عوامل محافظتی در برابر افت عملکرد تحصیلی دانش آموزان است. روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بوده و با استفاده از پرسشنامه های استاندارد سواد عاطفی (بر اساس مدل مایر و سالووی) و پرسشنامه محقق ساخته عوامل مرتبط با افت تحصیلی در بین نمونه ای شامل ۳۰۰ دانش آموز دوره متوسطه اول، والدین آنان و ۶۰ معلم در استان تهران انجام شد.یافته ها نشان داد که بین سواد عاطفی والدین و سواد عاطفی معلمان با کاهش نشانگان افت تحصیلی در دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به طور مشخص، خرده مقیاس های مدیریت هیجان و همدلی در هر دو گروه (والدین و معلمان)، قوی ترین پیش بینیکننده های کاهش مشکلاتی مانند بی انگیزگی، اضطراب امتحان، اجتناب از تکلیف و تعارضات ارتباطی بودند. والدین با سواد عاطفی بالا، با ایجاد فضای امن هیجانی در خانه، کاهش تنش های مرتبط با درس و ارائه حمایت عاطفی کارآمد، نقش اصل اساسی را در حفظ تعادل روانی دانش آموز ایفا می کنند. از سوی دیگر، معلمانی که از سواد عاطفی بالاتری برخوردارند، با تشخیص به موقع ناراحتی ها و ناامیدی های دانش آموزان، ایجاد رابطه مبتنی بر احترام و درک و تنظیم هیجانات منفی کلاس، می توانند محیط یادگیری را به یک پناهگاه روان شناختی تبدیل کرده و از روند نزولی عملکرد تحصیلی جلوگیری کنند.مقاله حاضر بر اساس نتایج به دست آمده، الگوی ارتباطی دو سویه خانه-مدرسه را پیشنهاد می دهد. در این الگو، کارگاه های مشترک توانمندسازی هیجانی برای والدین و معلمان طراحی می شود تا زبان مشترکی در شناسایی و پاسخگویی به نیازهای عاطفی دانش آموزان بیابند. همچنین، تدوین برنامه درسی اجتماعی-هیجانی (SEL) یکپارچه برای دانش آموزان، با همکاری والدین و معلمان، به عنوان یک راهبرد مدرسه محور تاکید می شود.در نتیجه، این پژوهش نشان می دهد که سواد عاطفی، نه یک مهارت فرعی، بلکه یک سرمایه بنیادین پیشگیرانه در نظام تربیتی است. سرمایه گذاری بر ارتقای سواد عاطفی والدین و معلمان، از طریق آموزش های هدفمند، می تواند با کاستن از بار هیجانی منفی و تقویت تاب آوری تحصیلی، گامی موثر در مسیر کاهش نرخ افت تحصیلی و ارتقای بهزیستی تحصیلی همه جانبه دانش آموزان باشد.

نویسندگان

زهرا عباسی

نویسنده