رابطه میزان استفاده از روش های تدریس مبتنی بر فناوری با انگیزه و سلامت روان دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 96

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_16044

تاریخ نمایه سازی: 2 اسفند 1404

چکیده مقاله:

در عصر تحول دیجیتال، فناوری اطلاعات و ارتباطات به یکی از ارکان جدایی ناپذیر زندگی بشری تبدیل شده و تمامی حوزه ها از جمله تعلیم و تربیت را دستخوش تغییرات بنیادین ساخته است. ورود ابزارهای نوین فناوری به محیط های یادگیری، صرفا به معنای تغییر رسانه آموزشی نیست، بلکه مفاهیم بنیادین تدریس، یادگیری و تعامل در کلاس درس را بازتعریف کرده است. روش های تدریس مبتنی بر فناوری، که طیفی گسترده از کاربرد نرم افزارهای آموزشی و محتوای چندرسانه ای تا استفاده از تالارهای گفتگوی مجازی و سامانه های مدیریت یادگیری را شامل می شود، چشم انداز نوینی را پیش روی نظام های آموزشی گشوده است. در این میان، ضرورت توجه به ابعاد گوناگون تاثیر این رویکردها بر فراگیران، به ویژه بر متغیرهای روان شناختی و انگیزشی آنان، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چرا که هدف غایی نظام های آموزشی، تنها انتقال دانش نیست، بلکه تربیت افرادی توانمند، باانگیزه و برخوردار از سلامت روانی مطلوب برای زیستن در جامعه ای پیچیده است. انگیزه تحصیلی به عنوان نیروی محرکه درونی که باعث شروع، جهت دهی و تداوم رفتارهای مرتبط با یادگیری می شود، همواره یکی از دغدغه های اصلی معلمان و دست اندرکاران آموزش بوده است. از سوی دیگر، سلامت روان دانش آموزان که بر کیفیت زندگی، توانایی مقابله با استرس های روزمره و شکوفایی استعدادهای آنان تاثیر می گذارد، به عنوان یکی از شاخص های کلیدی موفقیت نظام های آموزشی مدرن محسوب می گردد. مسئله اساسی که ذهن پژوهشگران و مربیان را به خود مشغول داشته، این است که آیا کاربست گسترده و فزاینده فناوری های نوین در فرایند تدریس، رابطه معناداری با افزایش یا کاهش انگیزه یادگیری و نیز با وضعیت سلامت روان دانش آموزان دارد. برخی صاحب نظران بر این باورند که استفاده از روش های جذاب، تعاملی و شخصی سازی شده مبتنی بر فناوری، می تواند با ایجاد تنوع و غنی سازی محیط یادگیری، به طور چشمگیری انگیزه درونی دانش آموزان را برای یادگیری برانگیزد و با کاهش اضطراب ناشی از روش های سنتی، به بهبود سلامت روان آنان کمک کند. در مقابل، نگرانی هایی نیز در مورد پیامدهای منفی احتمالی نظیر انزوای اجتماعی، اعتیاد به فضای مجازی و کاهش تعاملات انسانی چهره به چهره وجود دارد که خود می تواند تهدیدی برای سلامت روان و کاهش انگیزه های اصیل یادگیری تلقی شود. این تناقضات و ابهامات، ضرورت انجام یک بررسی عمیق و منسجم را نمایان می سازد تا ضمن روشن شدن ماهیت این رابطه، بتوان با اتخاذ رویکردهای متوازن و آگاهانه، از ظرفیت های بی بدیل فناوری برای پرورش نسلی باانگیزه، سالم و توانمند بهره جست و از آسیب های احتمالی آن پیشگیری نمود.

نویسندگان

مائده رضائی

کارشناسی ارشد حسابداری، دانشگاه آزاد نور

امینه سواری

کارشناسی زبان و ادبیات عربی، دانشگاه آزاد آبادان

شهلا مهدی نیا

کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور اهواز

مژگان مژگانی

کاردانی نرم افزار کامپیوتر، دانشگاه علمی کاربردی لوشان