تاثیر محیط های یادگیری مثبت بر سلامت روان معلمان و انسجام اجتماعی در مدارس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_16035

تاریخ نمایه سازی: 2 اسفند 1404

چکیده مقاله:

مدارس به عنوان نهادهای اصلی جامعه پذیری و تربیت نیروی انسانی، فراتر از کارکرد آموزشی صرف، بستری برای شکل گیری تعاملات انسانی و ارتقای بهزیستی روانی تمامی کنشگران خود محسوب می شوند. مفهوم محیط یادگیری مثبت، تنها به فضای فیزیکی کلاس درس محدود نمی شود، بلکه شبکه ای پیچیده از روابط انسانی، جو عاطفی حاکم، سبک های مدیریتی، حمایت های اجتماعی و احساس امنیت روانی را در بر می گیرد. در این میان، معلمان به عنوان مهمترین عنصر انسانی نظام آموزشی، در خط مقدم تعامل با دانش آموزان قرار دارند و کیفیت محیط کاری آنان تاثیر مستقیمی بر سلامت روان، انگیزه شغلی و کارآمدی حرفه ایشان دارد. سلامت روان معلمان که خود متاثر از عواملی چون استرس شغلی، فرسودگی عاطفی، احساس خودکارآمدی و حمایت دریافتی از سوی همکاران و مدیران است، می تواند به نوبه خود بر کیفیت تدریس و نحوه تعامل آنان با دانش آموزان اثر بگذارد. از سوی دیگر، انسجام اجتماعی در مدارس به عنوان یکی از شاخص های کلیدی کارآمدی نظام های آموزشی مدرن، بیانگر میزان همبستگی، اعتماد متقابل، همکاری و احساس تعلق در میان دانش آموزان و نیز میان دانش آموزان با معلمان است. مدارسی که از انسجام اجتماعی بالایی برخوردارند، با کاهش رفتارهای پرخطر، افزایش مشارکت تحصیلی و ایجاد فضایی حمایتگر برای رشد همه جانبه فراگیران شناخته می شوند. مسئله اساسی که ضرورت انجام این پژوهش را نمایان می سازد، به ارتباط تنگاتنگ و دوسویه میان محیط یادگیری، سلامت روان معلمان و انسجام اجتماعی بازمی گردد. محیط های یادگیری آکنده از تنش، فشار کاری بی رویه، عدم حمایت و فقدان احترام متقابل، نه تنها سلامت روان معلمان را به مخاطره می اندازد، بلکه با تضعیف روابط انسانی و کاهش حس تعلق، انسجام اجتماعی در مدرسه را نیز تضعیف می کند. در مقابل، ایجاد محیطی مثبت و غنی از حمایت های عاطفی و اجتماعی، می تواند با تقویت روحیه و توانمندی معلمان، زمینه ساز شکل گیری تعاملات سالم تر و همبستگی عمیق تر در میان تمامی اعضای جامعه مدرسه شود. شناخت دقیق این رابطه، می تواند راهگشای سیاست گذاران آموزشی در طراحی مداخلات موثر برای ارتقای بهزیستی معلمان و تقویت پیوندهای اجتماعی در مدارس باشد و گامی اساسی در جهت تحقق اهداف غایی تعلیم و تربیت که همانا پرورش نسلی سالم، متعهد و مسئولیت پذیر است، بردارد.

نویسندگان

بیوک خانم سهندی زنگ آباد

کارشناسی ادبیات فارسی، پردیس الزهرا تبریز

رعنا رضازاده خیاوی

کارشناسی ارشد فیزیولوژی ورزشی، دانشگاه آزاد ملکان

محمد فخرایی

کارشناسی زیست شناسی، دانشگاه پیام نور تبریز

حیدر واحدی

کارشناسی دینی و عربی، دانشگاه فرهنگیان تبریز