هنر، خلاقیت و یادگیری؛ دانش آموز به عنوان طراح تجربه های آموزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 94
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFERPS01_3786
تاریخ نمایه سازی: 2 اسفند 1404
چکیده مقاله:
هنر، خلاقیت و یادگیری؛ دانش آموز به عنوان طراح تجربه های آموزشیحمیدرضا ممشلیکارشناسی آموزش ابتداییچکیدهدر پارادایم سنتی آموزش، دانش آموز نقشی منفعل و دریافت کننده ای صرف داشت و معلم به عنوان طراح انحصاری تجربه های آموزشی عمل می کرد. این مقاله با اتکا بر نظریه های سازنده گرایی و رویکرد هنر-محور در آموزش، استدلال می کند که ادغام هنر و پرورش خلاقیت در فرآیند یادگیری، نه تنها به افزایش انگیزه و درک عمیق تر منجر می شود، بلکه می تواند نقش دانش آموز را به یک طراح فعال تجربه های آموزشی ارتقا دهد. هنگامی که دانش آموزان از طریق رسانه های هنری چون نقاشی، نمایش، موسیقی، فیلم سازی یا طراحی دیجیتال با محتوای درسی درگیر می شوند، در حال خلق معنای شخصی و بازنمایی دانش خود به شیوه ای بدیع هستند. این فرآیند خلق، خود یک شکل قدرتمند از طراحی آموزشی است که در آن دانش آموز مسیر، رسانه و محصول نهایی یادگیری خود را شکل می دهد.این پژوهش کیفی با روش «مطالعه موردی جمعی» و از طریق «پژوهش عمل نگاری مشارکتی» در یک دوره شش ماهه در میان دو کلاس پایه دهم رشته علوم انسانی یک دبیرستان انجام شد. داده ها از طریق مشاهده مشارکتی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با دانش آموزان و معلمان، و تحلیل آثار هنری-آموزشی تولیدشده توسط دانش آموزان گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که با تفویض اختیار طراحی بخشی از فرآیند تدریس به دانش آموزان (مانند طراحی بازی های آموزشی، تولید پادکست های تاریخی، ساخت انیمیشن های علمی و اجرای نمایش های مفهومی)، سطوح شناختی بالاتری مانند تحلیل، ترکیب و ارزیابی به طور چشمگیری فعال شد. همچنین، شاهد افزایش معناداری در انگیزه درونی، حس مالکیت بر یادگیری، همکاری گروهی و تفکر انتقادی در میان شرکت کنندگان بودیم.بحث مقاله بر این موضوع متمرکز است که چگونه نقش «دانش آموز-طراح» می تواند رابطه قدرت در کلاس درس را دموکراتیک تر کند و فضایی برای چندصدایی و تفسیرهای مختلف فراهم آورد. چالش هایی مانند نیاز به بازتعریف ارزیابی، مدیریت زمان و آموزش معلمان نیز مورد بررسی قرار می گیرد. در نهایت، نتیجه گیری می شود که تلفیق هنر و خلاقیت در خدمت بازتعریف نقش یادگیرنده، نه یک فعالیت جنبی، بلکه یک راهبرد اساسی برای تربیت شهروندان مبتکر، مسئول و دارای تفکر طراحی در جهان پیچیده قرن بیست ویکم است. این تحول، نیازمند بازنگری در برنامه ریزی درسی، توسعه حرفه ای معلمان و ایجاد فضای فیزیکی و روانی حمایتگر در مدارس می باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حمیدرضا ممشلی
نویسنده اول