یادگیری مبتنی بر پروژه های دانش آموزطراحی شده و تاثیر آن بر خلاقیت

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 108

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERPS01_3767

تاریخ نمایه سازی: 2 اسفند 1404

چکیده مقاله:

یادگیری مبتنی بر پروژه (PBL) رویکردی آموزشی است که در آن دانش آموزان از طریق درگیری با مسائل پیچیده و واقعی، به کشف دانش و ساخت محصولات نهایی می پردازند. با این حال، شکل تکاملیافته و قدرتمندتری از این رویکرد، که تمرکز اصلی این پژوهش است، «یادگیری مبتنی بر پروژه های دانش آموزطراحی شده» (Student-Designed Project-Based Learning یا SDPBL) می باشد. در این مدل، نه تنها فرآیند یادگیری حول پروژه می چرخد، بلکه خود موضوع، سوال محوری، مسیر تحقیق، روش های حل مسئله و قالب ارائه نهایی پروژه نیز تا حد چشمگیری توسط خود فراگیران طراحی و هدایت می شود. این شیوه، سطح عاملیت، خودمختاری و احساس مالکیت دانش آموزان را به شدت افزایش می دهد.هدف اصلی این مقاله، بررسی تاثیر این رویکرد خاص آموزشی بر رشد و شکوفایی خلاقیت دانش آموزان است. خلاقیت به عنوان توانایی تولید ایده های نو و مناسب تعریف می شود که در این پژوهش، بر اساس مدل چهار بعدی تورنس (بسط، انعطاف پذیری، اصالت و سیالی) مورد سنجش قرار گرفته است. این تحقیق با این فرضیه اصلی پیش رفته که SDPBL به دلیل ماهیت باز، مسئله محور، و خودرهبری که دارد، بستر منحصربه فردی برای پرورش مهارت های تفکر خلاق فراهم می کند.روش تحقیق این مطالعه، ترکیبی (کمی و کیفی) بوده است. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه در یکی از مدارس شهر تهران بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (آموزش با روش SDPBL) و کنترل (آموزش سنتی) قرار گرفتند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل آزمون سنجش خلاقیت تورنس (فرم ب)، مشاهده ساختاریافته رفتارهای خلاقانه در حین انجام پروژه، مصاحبه نیمه ساختاریافته با دانش آموزان و تحلیل محتوای محصولات نهایی پروژه ها بود. داده های کمی با استفاده از آزمون های آماری کوواریانس و تی مستقل تحلیل شدند.یافته های کمی تحقیق نشان داد که بین نمرات خلاقیت دانش آموزان گروه آزمایش و کنترل پس از اجرای مداخله آموزشی، تفاوت معناداری وجود دارد. تمامی خرده مقیاس های خلاقیت (سیالی، انعطاف پذیری، اصالت و بسط) در گروه آزمایش به طور قابل توجهی بالاتر بود. داده های کیفی نیز موید این نتایج بودند؛ مشاهده فرآیندها حاکی از افزایش کنجکاوی، خطرپذیری فکری، پایداری در حل مسئله و تفکر واگرا در گروه آزمایش بود. تحلیل پروژه های نهایی نیز نوآوری، توجه به جزئیات و تنوع در راه حل ها را نشان می داد. مصاحبه ها نیز افزایش اعتماد به نفس، لذت از یادگیری و توانایی در بازتعریف مسئله را از زبان خود دانش آموزان گزارش کردند.در مجموع، نتایج این پژوهش به وضوح از تاثیر مثبت و معنادار رویکرد یادگیری مبتنی بر پروژه های دانش آموزطراحی شده بر رشد همه جانبه خلاقیت در فراگیران حمایت می کند. این روش با انتقال مرکز ثقل فرآیند یادگیری از معلم به دانش آموز، فضایی را ایجاد می کند که در آن تخیل، اکتشاف شخصی و نوآوری تشویق شده و به رسمیت شناخته می شود. پیاده سازی این رویکرد مستلزم بازاندیشی در نقش معلم به عنوان تسهیل گر، تغییر در فضای کلاس درس و بازنگری در شیوه های ارزشیابی است.

کلیدواژه ها:

یادگیری مبتنی بر پروژه ، پروژه دانش آموزطراحی شده ، خلاقیت ، تفکر واگرا ، خودمختاری در یادگیری ، آموزش و پرورش نوآورانه.

نویسندگان