از دسترسی برابر تا توانمندسازی یادگیری؛ واکاوی مفهوم انصاف آموزشی در بستر تحولات اجتماعی معاصر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 45
فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
GEERCONF01_3241
تاریخ نمایه سازی: 1 اسفند 1404
چکیده مقاله:
در دهه های اخیر، مفهوم انصاف آموزشی به یکی از مهم ترین محورهای نظری و عملی در نظام های تربیتی تبدیل شده است، زیرا آموزش دیگر صرفا به عنوان فرآیندی برای انتقال دانش تلقی نمی شود، بلکه به عنوان سازوکاری بنیادین برای توزیع فرصت های اجتماعی، شکل دهی سرمایه انسانی و تقویت انسجام اجتماعی شناخته می شود. در چنین شرایطی، برابری صوری در دسترسی به آموزش دیگر پاسخگوی نیازهای پیچیده جوامع معاصر نیست و توجه به کیفیت فرصت های یادگیری، تفاوت های فردی، زمینه های اجتماعی و شرایط فرهنگی یادگیرندگان اهمیت فزاینده ای یافته است. انصاف آموزشی بر این اصل استوار است که افراد برای دستیابی به نتایج نسبتا برابر، الزاما به شرایط و حمایت های یکسان نیاز ندارند، بلکه باید متناسب با نیازها، توانایی ها و موقعیت های اجتماعی خود از فرصت های آموزشی بهره مند شوند.از سوی دیگر، تحولات گسترده اجتماعی، اقتصادی و فناورانه موجب شده اند که نابرابری های آموزشی شکل های جدیدی به خود بگیرند. گسترش شکاف های اقتصادی، تفاوت در دسترسی به فناوری های یادگیری، تغییر ساختار خانواده ها و پیچیدگی های فرهنگی، همگی به طور مستقیم و غیرمستقیم بر تجربه های آموزشی تاثیر می گذارند. در چنین فضایی، نظام های آموزشی با چالشی دوگانه مواجه اند: از یک سو باید کیفیت یادگیری را ارتقا دهند و از سوی دیگر، وظیفه دارند شکاف های آموزشی را کاهش دهند. این امر مستلزم اتخاذ سیاست هایی است که نه تنها بر توزیع منابع تمرکز داشته باشند، بلکه به ایجاد محیط های یادگیری حمایتی و توانمندساز نیز توجه کنند.همچنین، نقش کنشگران آموزشی در تحقق انصاف تربیتی بسیار مهم است. معلمان، مدیران و خانواده ها هر یک در شکل دهی تجربه های یادگیری نقشی کلیدی دارند. شیوه های تدریس انعطاف پذیر، برنامه های درسی فراگیر، و حمایت های روانی–اجتماعی می توانند به ایجاد فرصت های یادگیری عادلانه کمک کنند. در کنار این عوامل، سیاست گذاری مبتنی بر شواهد، مشارکت اجتماعی و رویکردهای بین بخشی از جمله راهبردهایی هستند که می توانند زمینه های تحقق انصاف آموزشی را فراهم سازند.این نوشتار با هدف بازتعریف مفهوم انصاف آموزشی در چارچوب تحولات معاصر، به بررسی پیوند میان عوامل ساختاری، فرهنگی و آموزشی می پردازد و تلاش می کند چارچوبی مفهومی برای درک عمیق تر این پدیده و تقویت رویکردهای توانمندساز در نظام های تربیتی ارائه دهد.
نویسندگان