پیوند اثربخش هنر تدریس و فناوری در آموزش نوین مدرسه ای
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 61
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_8038
تاریخ نمایه سازی: 1 اسفند 1404
چکیده مقاله:
تحولات شتابان جهان معاصر، به ویژه در حوزه فناوری های دیجیتال، بنیان های سنتی آموزش مدرسه ای را با چالش ها و فرصت های نوینی مواجه ساخته است. مدرسه دیگر صرفا مکانی برای انتقال دانش ایستا نیست، بلکه به بستری پویا برای پرورش توانمندی های شناختی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی فراگیران بدل شده است. در این میان، هنر تدریس به عنوان جوهره کنش حرفه ای معلم و فناوری آموزشی به عنوان یکی از موثرترین پیشران های تغییر، نقشی تعیین کننده در بازتعریف کیفیت یاددهی یادگیری ایفا می کنند. چکیده حاضر بر آن است تا با نگاهی تحلیلی، تبیینی و تلفیقی، به بررسی پیوند اثربخش میان هنر تدریس و فناوری در آموزش نوین مدرسه ای بپردازد و نشان دهد که چگونه این هم افزایی می تواند به ارتقای معنا، عمق و پایداری یادگیری منجر شود.در این چارچوب، هنر تدریس نه صرفا مجموعه ای از روش ها، بلکه نوعی کنش آگاهانه، خلاق و زمینه مند تلقی می شود که بر شناخت عمیق معلم از فراگیر، محتوا و بافت فرهنگی اجتماعی کلاس درس استوار است. از سوی دیگر، فناوری آموزشی فراتر از ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری، به مثابه یک زیست بوم یادگیری در نظر گرفته می شود که امکان شخصی سازی آموزش، تعامل چندسویه، یادگیری مشارکتی و دسترسی عادلانه به منابع دانشی را فراهم می آورد. چکیده حاضر بر این فرض بنیادین استوار است که فناوری، در غیاب هنر تدریس، به ابزاری خنثی یا حتی مخرب بدل می شود و هنر تدریس بدون بهره گیری هوشمندانه از فناوری، در برابر پیچیدگی های آموزش نوین کارآمدی خود را از دست می دهد.این نوشتار با اتکا بر رویکردی کیفی و تحلیلی، ابتدا به تبیین مفهومی هنر تدریس در بافت آموزش مدرسه ای نوین می پردازد و سپس جایگاه فناوری را در تحول نقش معلم و دانش آموز واکاوی می کند. در ادامه، پیوند این دو حوزه به عنوان یک رابطه دیالکتیکی و تعاملی مورد بررسی قرار می گیرد؛ رابطه ای که در آن معلم از مصرف کننده منفعل فناوری به طراح یادگیری و کنشگر خلاق ارتقا می یابد و دانش آموز از دریافت کننده دانش به مشارکت کننده فعال در فرآیند یادگیری تبدیل می شود. چکیده تاکید می کند که تحقق این پیوند اثربخش، مستلزم تغییر نگرش های تربیتی، بازاندیشی در برنامه های درسی، توانمندسازی حرفه ای معلمان و توجه به ملاحظات اخلاقی و فرهنگی فناوری است.از منظر تربیتی، پیوند هنر تدریس و فناوری می تواند به تعمیق یادگیری معنادار، تقویت تفکر انتقادی، پرورش خلاقیت و افزایش انگیزش تحصیلی دانش آموزان بینجامد. همچنین این هم افزایی، امکان پاسخ گویی آموزش مدرسه ای به تنوع سبک های یادگیری، تفاوت های فردی و نیازهای خاص فراگیران را فراهم می سازد. چکیده حاضر نشان می دهد که آموزش نوین مدرسه ای، در صورتی می تواند ماموریت تربیت انسان های مسئول، آگاه و توانمند را محقق سازد که فناوری را در خدمت هنر تدریس و اهداف والای تربیتی قرار دهد، نه آنکه خود به هدفی مستقل و مسلط بر فرآیند آموزشی بدل شود.در نهایت، این چکیده بر ضرورت اتخاذ رویکردی متوازن، انتقادی و بومی شده در بهره گیری از فناوری آموزشی تاکید می ورزد؛ رویکردی که ضمن بهره مندی از ظرفیت های نوین فناوری، به هویت فرهنگی، ارزش های تربیتی و نقش محوری معلم در فرآیند یاددهی یادگیری وفادار بماند. مقاله حاضر می کوشد با ارائه تحلیلی جامع، زمینه ای نظری برای فهم عمیق تر پیوند هنر تدریس و فناوری فراهم آورد و افق هایی تازه برای ارتقای کیفیت آموزش مدرسه ای در عصر نوین بگشاید.
کلیدواژه ها:
هنر تدریس ، فناوری آموزشی ، آموزش نوین مدرسه ای ، یادگیری عمیق ، طراحی تجربه های یادگیری ، نقش معلم ، شایستگی های ترکیبی ، زیست بوم دیجیتال.
نویسندگان
شهره شمسی نژاد
کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه آزاد کرج
الهام بن رشید
کاردانی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان علی بن مهزیار اهوازی