چالش های آموزش سنتی در برابر الگوهای نوین هوشمند یادگیری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF01_8036

تاریخ نمایه سازی: 1 اسفند 1404

چکیده مقاله:

تحولات شتابان جهان معاصر، به ویژه در عرصه فناوری های دیجیتال و هوشمند، نظام های آموزشی را با چالش های بنیادین مواجه ساخته است؛ چالش هایی که ریشه در ناتوانی الگوهای آموزش سنتی در پاسخ گویی به نیازهای شناختی، عاطفی، اجتماعی و یادگیری نسل جدید دارند. آموزش سنتی که مبتنی بر انتقال خطی دانش، تمرکز بر حافظه محوری، یکسان سازی فرآیند یاددهی–یادگیری و نقش مسلط معلم است، در بستر جامعه شبکه ای و یادگیرندگان دیجیتال محور، کارایی و اثربخشی پیشین خود را به تدریج از دست داده است. در مقابل، الگوهای نوین هوشمند یادگیری با تکیه بر شخصی سازی، یادگیری تطبیقی، تعامل چندسویه، بهره گیری از داده های یادگیری و نقش فعال یادگیرنده، افق تازه ای برای بازتعریف آموزش گشوده اند.این مقاله با رویکردی تحلیلی–توصیفی، به واکاوی عمیق چالش های آموزش سنتی در برابر الگوهای نوین هوشمند یادگیری می پردازد و می کوشد شکاف معرفتی، ساختاری و عملکردی میان این دو رویکرد را روشن سازد. تمرکز اصلی مقاله بر این مسئله است که چرا الگوهای سنتی، علی رغم سابقه طولانی و ریشه دار خود، در مواجهه با یادگیرندگان امروزی دچار ناکارآمدی می شوند و چگونه الگوهای هوشمند می توانند پاسخ گوی نیازهای متکثر یادگیری در عصر دیجیتال باشند. در این مسیر، ابعاد مختلفی چون تغییر نقش معلم، تحول ماهیت یادگیری، دگرگونی محیط های آموزشی، چالش های فرهنگی و نهادی، و الزامات اخلاقی و تربیتی آموزش هوشمند مورد توجه قرار می گیرد.یافته های تحلیلی مقاله نشان می دهد که آموزش سنتی نه تنها در انطباق با ویژگی های شناختی و انگیزشی یادگیرندگان جدید با مشکل مواجه است، بلکه در بسیاری موارد مانع بروز خلاقیت، تفکر انتقادی، خودتنظیمی و یادگیری عمیق می شود. در مقابل، الگوهای نوین هوشمند یادگیری، اگرچه با چالش هایی چون نابرابری دسترسی، ضعف زیرساخت، مقاومت فرهنگی و خطر سطحی سازی یادگیری همراه اند، اما ظرفیت بالایی برای ارتقای کیفیت آموزش، افزایش عدالت یادگیری و تقویت شایستگی های قرن جدید دارند. مقاله نتیجه می گیرد که گذار از آموزش سنتی به الگوهای هوشمند، نه یک انتخاب اختیاری، بلکه ضرورتی اجتناب ناپذیر برای بقا و اثربخشی نظام های آموزشی است؛ گذاری که نیازمند بازاندیشی عمیق در فلسفه تعلیم و تربیت، سیاست گذاری آموزشی و توانمندسازی معلمان است.

نویسندگان

شهره شمسی نژاد

کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه آزاد کرج

الهام بن رشید

کاردانی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان علی بن مهزیار اهوازی