آموزش فراگیر از منظر عمل حرفه ای؛ تجربه های زیسته آموزگار آموزش استثنایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_9244

تاریخ نمایه سازی: 1 اسفند 1404

چکیده مقاله:

آموزش فراگیر (Inclusive Education) به عنوان پارادایم غالب در نظام های آموزشی نوین، رویکردی است که بر ادغام کامل دانش آموزان با نیازهای ویژه در کلاس های درس عمومی و فراهم سازی محیط های یادگیری منعطف و پاسخگو تاکید دارد. این مقاله با هدف واکاوی عمق و پیچیدگی های اجرای آموزش فراگیر از دریچه تجارب زیسته (Lived Experiences) آموزگاران آموزش استثنایی، به مثابه بازیگران کلیدی این فرآیند، انجام شده است. رویکرد پژوهش کیفی بوده و از روش پدیدارشناسی تفسیری برای درک ماهیت پدیده ی آموزش فراگیر از دیدگاه کسانی که مستقیما درگیر آن هستند، استفاده شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با ده نفر از آموزگاران آموزش استثنایی با سابقه حداقل پنج سال خدمت در مدارس ادغامی گردآوری شد. تحلیل داده ها نشان داد که آموزش فراگیر صرفا یک تغییر ساختاری یا قانونی نیست، بلکه تحولی بنیادین در عمل حرفه ای، نگرش ها و بازتعریف هویت حرفه ای معلم را می طلبد.تجربیات زیسته این آموزگاران حکایت از دوگانگی های درون سازمانی دارد؛ از یک سویی، تعهد عمیق حرفه ای به اصول عدالت آموزشی و اعتقاد به حق همه کودکان برای یادگیری در محیط های عادی، و از سوی دیگر، مواجهه مستمر با کمبود منابع، آموزش های ناکافی در زمینه راهبردهای افتراقی، و بار سنگین مسئولیت حمایت از دانش آموزان با نیازهای پیچیده در کلاس هایی با تراکم بالا. تحلیل ها نشان داد که «عمل حرفه ای» در بستر فراگیر، از الگوی سنتی «درمانگری تخصصی» به سمت «تسهیل گری یادگیری مشارکتی» حرکت کرده است، اما این گذار با مقاومت های محیطی و فقدان حمایت های سیستمی کافی همراه است. یکی از یافته های کلیدی، اهمیت حیاتی «شایستگی های فراشناختی» و انعطاف پذیری در طراحی آموزشی (UDL) است که توسط آموزگاران به طور خودجوش و بر اساس نیاز لحظه ای توسعه یافته است.

نویسندگان

محمد راشدی

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش