آموزش؛ عادت روزانه یا دغدغه انسانی؟

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_9234

تاریخ نمایه سازی: 1 اسفند 1404

چکیده مقاله:

این مقاله به واکاوی دوگانه ی بنیادین در ماهیت آموزش می پردازد: آموزش به مثابه یک «عادت روزانه» و آموزش به مثابه یک «دغدغه انسانی». نظام های آموزشی معاصر، اغلب تحت تاثیر رویکردهای پوزیتیویستی و تکنیکی، آموزش را در چارچوبی مکانیکی و تکراری تعریف کرده اند که تمرکز اصلی آن بر انتقال محتوا، انباشت دانش ابزاری و سنجش کمی نتایج است. این رویکرد، آموزش را به یک عادت صرف، فرآیندی ماشینی و روزمره تنزل داده که در آن خلاقیت، معنای زیسته و کنشگری اخلاقی دانش آموز و معلم نادیده گرفته می شود. در مقابل، رویکردی فلسفی و انسانی به آموزش، آن را به عنوان یک دغدغه اصیل انسانی مبتنی بر رابطه، گفت وگو، جستجوی معنا و تعهد اخلاقی به ساختن آینده مشترک می بیند. این پژوهش با بهره گیری از مبانی فلسفه تعلیم و تربیت انتقادی و پدیدارشناسی، نشان می دهد که تمرکز صرف بر عادت انگاری آموزش، منجر به فرسایش عمیق معنا و هدف غایی تعلیم و تربیت شده و دانش آموزان را به مصرف کنندگان منفعل محتوا تبدیل می کند. تحلیل ساختاری نشان می دهد که ساختارهای اداری، برنامه های درسی متمرکز و معیارهای ارزیابی کمی، این عادت انگاری را تقویت کرده اند. در پاسخ به این وضعیت، مقاله بر ضرورت بازتعریف نقش معلم به عنوان یک «کنشگر اخلاقی» و نه صرفا «مجری محتوا» تاکید می کند. معلم، در بستر کلاس درس، باید فضایی برای گفت وگوی اصیل و تعهد به دیگری فراهم آورد تا آموزش از سطح تکرار به سطح دغدغه ارتقا یابد. نتیجه گیری کلی این است که دستیابی به آموزش کارآمد، اصیل و تحول آفرین مستلزم خروج از سیطره عادت های مکانیکی و بازگشت به سرشت دغدغه مند و رابطه ای آموزش است. این امر نیازمند بازنگری اساسی در ساختارهای مدیریتی، محتوای برنامه های درسی و مهم تر از همه، بازآموزی و بازاندیشی معلمان در باب هدف نهایی تعلیم و تربیت در مواجهه با پیچیدگی های جهان مدرن است.

نویسندگان

سید احمد موسوی مقدم

لیسانس زبان و ادبیات فارسی

زینب نعامی

لیسانس آموزش ابتدایی