مدرسه ابتدایی؛ بنیان آموزش، فراتر از کتاب درسی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_9232

تاریخ نمایه سازی: 1 اسفند 1404

چکیده مقاله:

مدرسه ابتدایی به عنوان اولین نهاد رسمی آموزشی، نقشی حیاتی در مسیر رشد و توسعه فردی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کند. این دوره، که معمولا از سنین ۶ تا ۱۲ سالگی را در بر می گیرد، صرفا محلی برای انتقال اطلاعات و آموزش سواد خواندن و نوشتن نیست، بلکه سنگ بنای یادگیری مادام العمر، شکل گیری هویت، توسعه مهارت های اجتماعی و پرورش شهروندانی مسئولیت پذیر است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی و کیفی، به بررسی ابعاد چندوجهی نقش مدرسه ابتدایی در نظام آموزشی می پردازد و استدلال می کند که تمرکز صرف بر محتوای کتاب های درسی، کارکرد اصلی این نهاد را نادیده می گیرد.تحقیقات نشان می دهد که در سال های اولیه تحصیل، مغز دانش آموزان دارای بالاترین سطح انعطاف پذیری عصبی است و تجربیات کسب شده در این دوره، مسیرهای عصبی و الگوهای ذهنی بلندمدت را تعیین می کنند (Bloom, ۱۹۶۴). بنابراین، مدرسه ابتدایی باید محیطی فراهم آورد که فراتر از انتقال دانش، بر توسعه تفکر انتقادی، خلاقیت و مهارت های حل مسئله تاکید ورزد. این پژوهش با تکیه بر نظریه های یادگیری سازنده گرایی، به اهمیت "تجربه" و "تعامل فعال" در یادگیری کودکان اشاره دارد. در این چارچوب، محیط یادگیری باید پویا، مشارکتی و غنی از محرک های حسی و اجتماعی باشد تا دانش آموزان بتوانند معنای جهان پیرامون خود را بسازند.یکی از محورهای کلیدی این مقاله، نقش محوری معلم ابتدایی است. معلم این دوره، نه تنها انتقال دهنده دانش، بلکه یک "مربی شناختی و عاطفی" است که با ایجاد ارتباط همدلانه، حس تعلق و اعتماد به نفس را در دانش آموزان تقویت می کند (Hattie, ۲۰۰۹). تربیت اجتماعی و توسعه هوش هیجانی در این مرحله، به اندازه سواد پایه اهمیت دارد، چرا که زیربنای موفقیت های تحصیلی و اجتماعی آینده را تشکیل می دهد. همچنین، عدالت آموزشی در این مرحله اهمیت مضاعفی دارد؛ فراهم کردن فرصت های برابر برای تمامی کودکان، فارغ از پیشینه های اقتصادی-اجتماعی، تضمین کننده مسیر توسعه ملی است. این مقاله با بررسی جنبه های مختلف آموزش ابتدایی، تاکید می کند که رویکردی جامع نگر که به ابعاد شناختی، عاطفی، اجتماعی و مهارتی توجه کند، تنها راهکار دستیابی به آموزش پایدار و موثر است.

نویسندگان

رفعت کاظمی

لیسانس آموزش ابتدایی

زهره درویشی

ارشد زبان انگلیسی