نقش مشاوره تحصیلی در هدایت آگاهانه دانش آموزان متوسطه دوم به سمت انتخاب رشته و آینده شغلی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_9227

تاریخ نمایه سازی: 1 اسفند 1404

چکیده مقاله:

انتخاب رشته تحصیلی در دوره متوسطه دوم، یکی از حیاتی ترین مراحل تحول شناختی و اجتماعی نوجوانان محسوب می شود که تاثیرات عمیق و بلندمدتی بر مسیر زندگی شغلی و رضایت فردی آنان خواهد گذاشت. این پژوهش با هدف بررسی نقش اساسی مشاوره تحصیلی در تسهیل فرآیند هدایت آگاهانه دانش آموزان متوسطه دوم به سمت انتخاب های بهینه رشته ای و شغلی طراحی شده است. پیچیدگی های نظام آموزشی کنونی، تنوع روزافزون مشاغل و فشار انتظارات محیطی، ایجاب می کند که دانش آموزان نه صرفا بر اساس نمرات یا گرایش های لحظه ای، بلکه با درک عمیق از توانمندی ها، علایق، ارزش ها و الزامات بازار کار، تصمیم گیری نمایند. مشاوره تحصیلی به عنوان یک فرآیند تخصصی، بستری ساختاریافته فراهم می آورد تا تعارضات درونی دانش آموزان شناسایی و ابعاد مختلف تصمیم گیری مورد سنجش قرار گیرد. این فرآیند، فراتر از ارائه صرف اطلاعات رشته ای، شامل تقویت فرآیندهای خودشناسی، افزایش مهارت های اطلاع یابی و آموزش تکنیک های تصمیم گیری عقلانی است.در این مقاله، چهارچوب نظری مبتنی بر نظریه های رشد شغلی از جمله نظریه سوپر (Super) و نظریه هالند (Holland) مورد بازبینی قرار گرفته و مشخص گردیده است که مداخلات مشاوره ای موثر باید به صورت همزمان بر سازگاری فرد با محیط و تحقق خویشتن (Self-Actualization) تمرکز نماید. یافته های حاصل از مطالعات متعدد نشان می دهد که فقدان راهنمایی تخصصی منجر به تصمیم گیری های هیجانی، عدم تطابق رشته با استعدادها و در نهایت، افزایش ترک تحصیل یا نارضایتی شغلی در آینده می شود. نقش مشاور تحصیلی در این میان، ایفاگری نقش تسهیل گر (Facilitator) است؛ کسی که دانش آموز را از مرحله عدم آگاهی و تردید (Indecision) به مرحله تعهد (Commitment) هدفمند هدایت می کند. این هدایت آگاهانه مستلزم به کارگیری ابزارهای استاندارد سنجش رغبت، استعداد و شخصیت، و همچنین ایجاد پلی ارتباطی موثر میان مدرسه، خانواده و جامعه شغلی است.اجرای موفق برنامه های مشاوره تحصیلی نیازمند بازنگری در نقش سنتی مشاور و تبدیل آن به نقش راهبر استراتژیک توسعه فردی دانش آموزان است. این بازنگری شامل توسعه مهارت های ارزشیابی شغلی، توانمندسازی دانش آموزان در استفاده از داده های بازار کار و تقویت اعتماد به نفس آنان در مواجهه با پیچیدگی های مسیرهای آموزشی پس از متوسطه است. تحلیل ها نشان می دهد که مداخلات مشاوره گروهی و فردی، در صورتی که مبتنی بر مدل های شایستگی محور باشند، می توانند به طور معناداری بر کاهش اضطراب تصمیم گیری و افزایش کیفیت انتخاب های تحصیلی دانش آموزان اثرگذار باشند. به طور خلاصه، مشاوره تحصیلی نه یک اقدام پشتیبان، بلکه یک جزء اساسی و محوری در سیستم آموزش و پرورش نوین است که تضمین کننده سرمایه گذاری موثر بر سرمایه های انسانی آینده کشور می باشد. این پژوهش بر لزوم تقویت زیرساخت های آموزش مشاوران و تاکید بر رویکردهای فعال (Proactive) به جای رویکردهای واکنشی (Reactive) در زمینه هدایت تحصیلی-شغلی تاکید می ورزد تا اطمینان حاصل شود که دانش آموزان به عنوان عاملان اصلی مسیر زندگی خود، انتخابی آگاهانه، منطبق با واقعیت و مطابق با پتانسیل های درونی خود خواهند داشت.

نویسندگان

فاطمه برزگر

علوم تربیتی ، مدیریت آموزشی