نقش آموزش و پرورش در پیشگیری از آسیب های اجتماعی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_9213

تاریخ نمایه سازی: 1 اسفند 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تبیین و تحلیل نقش بنیادین نظام آموزش و پرورش در فرایند خطیر پیشگیری از آسیب های اجتماعی در جامعه ایرانی انجام شده است. آسیب های اجتماعی، به عنوان ناهنجاری ها و انحرافاتی که انسجام ساختار اجتماعی را مختل ساخته و سلامت عمومی جامعه را به مخاطره می اندازند، نیازمند راهبردهای چندوجهی و پیشگیرانه هستند. در این میان، آموزش و پرورش به مثابه مهم ترین نهاد رسمی جامعه پذیرسازی، نقشی محوری و استراتژیک ایفا می کند؛ چرا که این نهاد مسئول شکل دهی به هویت، انتقال ارزش ها، تقویت مهارت های زندگی و زمینه سازی برای مشارکت فعال و مسئولانه نسل های آینده در تاروپود اجتماعی است. این مقاله با رویکردی کیفی و تحلیلی، با تکیه بر مبانی جامعه شناسی تعلیم و تربیت و روانشناسی اجتماعی، به بررسی سازوکارهای آموزشی و تربیتی پرداخته که می توانند به عنوان سپرهای دفاعی در برابر بروز و گسترش آسیب هایی نظیر اعتیاد، خشونت، فرار از منزل، ناهنجاری های اخلاقی و انزوای اجتماعی عمل نمایند.تحلیل نشان می دهد که اثربخشی آموزش و پرورش در این زمینه، فراتر از انتقال صرف دانش آکادمیک است و باید در سه سطح کلان، میانی و خرد مورد توجه قرار گیرد. در سطح کلان، سیاست گذاری های آموزشی باید با در نظر گرفتن بافت اجتماعی-فرهنگی و شناسایی روندهای نوظهور آسیب زا، رویکردی جامع و بین بخشی اتخاذ کنند. این امر مستلزم تدوین برنامه های درسی یکپارچه ای است که حساسیت های اجتماعی را در خود منعکس کرده و دانش آموزان را با چالش های واقعی محیط پیرامونی آشنا سازد، بدون آنکه موجب اضطراب یا برچسب زنی شود. به عبارت دیگر، آموزش و پرورش باید به عنوان یک سیستم هشداردهنده زودهنگام (Early Warning System) عمل کند.در سطح میانی، تمرکز اصلی بر توسعه مهارت های شناختی، عاطفی و اجتماعی است. پژوهش های متعدد نشان می دهند که آموزش مهارت های زندگی (Life Skills Training)، شامل تفکر انتقادی، تصمیم گیری صحیح، مدیریت تعارض، ابراز وجود موثر و تاب آوری روانی، قوی ترین عامل محافظتی در برابر رفتارهای پرخطر محسوب می شود. نارسایی در این حوزه، دانش آموزان را در برابر فشارهای گروه همسالان، رسانه های مخرب و چالش های هویتی آسیب پذیر می سازد. لذا، ادغام عملی این مهارت ها در برنامه درسی روزانه، نه به عنوان یک واحد درسی جانبی، بلکه به عنوان یک رویکرد تربیتی فراگیر، ضروری است. علاوه بر این، نقش تسهیل گرانه مشاوران و مربیان تربیتی در مدارس باید تقویت شود تا بتوانند محیطی امن و حمایت گر برای دانش آموزانی که در معرض خطر هستند، فراهم آورند.در سطح خرد، آموزش و پرورش بستری برای تقویت پیوندهای اجتماعی درون مدرسه ای و همچنین تقویت ارتباط با نهاد خانواده فراهم می آورد. مدرسه، غالبا اولین محیط رسمی است که فرد در آن با مفاهیم عدالت، انصاف، احترام به قانون و مسئولیت پذیری اجتماعی مواجه می شود. برنامه های آموزشی باید بر تقویت سرمایه اجتماعی دانش آموزان تمرکز کنند؛ به گونه ای که حس تعلق، همدلی و نوع دوستی در آن ها پرورش یابد. ضعف در این سطح، منجر به افزایش شکاف نسلی، احساس بیگانگی و در نهایت، گرایش به رفتارهایی می شود که در تضاد با هنجارهای پذیرفته شده اجتماعی است. تقویت نقش مدرسه به عنوان یک کانون اجتماعی فعال و پل ارتباطی با نهادهای حمایتی خارج از مدرسه (مانند نیروی انتظامی، بهزیستی و مراکز مشاوره)، می تواند کارایی اقدامات پیشگیرانه را به شدت افزایش دهد. در نهایت، این پژوهش نتیجه می گیرد که آموزش و پرورش نه تنها یک ابزار، بلکه خود یکی از اجزای اساسی در مهندسی اجتماعی پیشگیرانه محسوب می شود و سرمایه گذاری در کیفیت و عمق برنامه های تربیتی آن، مستقیم ترین راه برای تضمین سلامت و توسعه پایدار جامعه است

نویسندگان

خلیل عباسی

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش

سیده زهرا هاشمی نیا

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش

زهرا نوزری

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش