واکاوی چالش ها و استراتژی های کارآفرین شدن نظام آموزش عالی افغانستان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 11

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JPRESS-16-59_001

تاریخ نمایه سازی: 30 بهمن 1404

چکیده مقاله:

بسیاری از بحران ها و نابسامانی های موجود در کشور افغانستان با بحران اشتغال و فقدان کارآفرینی ارتباط دارد. بااین حال، نظام آموزش عالی برای تربیت افراد کارآفرین باید نقش های تعیین کننده ای ایفاء نماید، اما شواهد نشان می دهند که نظام آموزش عالی این کشور برای کارآفرین شدن، با چالش ها و موانعی متعددی مواجه است. بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر واکاوی موانع کارآفرین شدن نظام آموزش عالی افغانستان است. این پژوهش در چارچوب پارادایم تفسیری و روش پژوهش کیفی و با روش نظریه زمینه ای و با مصاحبه عمیق اجرا شده است. جامعه هدف تحقیق، ۱۵ نفر از نخبگان (شامل اعضای هیات علمی، کارآفرینان و کارشناسان کارآفرینی) افغانستان است. یافته های پژوهش نشان داد که مجموعه ای از عوامل و شرایط به عنوان چالش های کارآفرین شدن نظام آموزش عالی این کشور دخیل هستند که در سه طبقه چنین دسته بندی شدند: فقدان چشم انداز و منابع و فقدان فرهنگ سازمانی کارآفرینانه به عنوان (شرایط علی)، فقدان کاربردی سازی آموزش عالی، بین المللی نبودن نظام آموزش عالی و فقدان قوانین حمایتی و الزام هنجاری به عنوان (شرایط زمینه ای) و عدم حمایت دولت و جنگ و بی ثباتی به عنوان (عوامل مداخله گر). بااین حال، از نظر مشارکت کنندگان تحقیق، برای کارآفرین شدن این نظام نیاز است تا استراتژی هایی همچون مشارکت دانشگاه و بازار کار، تغییر ماهیت و اهداف نظام آموزش عالی و حمایت همگانی از این نظام به کار گرفته شود. همچنین، عمده ترین پیامدهای کارآفرین نبودن نظام آموزش عالی در مقوله هایی همچون افزایش فقر و بیکاری، مهاجرت های بی رویه، گسترش جنگ و خشونت، اعتیاد و افزایش ناهنجاری های اجتماعی دسته بندی گردید. درنهایت، پدیده مرکزی مدل پارادایمی با عنوان «پویا نبودن و در حاشیه بودن» تعیین گردید. نتیجه گیری کلی پژوهش حاضر این است که آموزش عالی افغانستان برای کارآفرین شدن با موانع متعددی از شرایط و زمینه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و قانونی مواجه است و برای کارآفرین شدن نیازمند بازتعریف، تغییر جایگاه از حاشیه به متن و حمایت همه جانبه و همگانی است.

نویسندگان

شفیقه لطیفی

استادیار، گروه تعلیم و تربیه، دانشکده علوم تربیتی و مسلکی، دانشگاه تعلیم و تربیه کابل، افغانستان

ویدا بلوج

استادیار، گروه تعلیم و تربیه، دانشکده علوم تربیتی و مسلکی، دانشگاه تعلیم و تربیه کابل، افغانستان

عبدالاحمد امینی

استادیار، گروه تعلیم و تربیه، دانشکده علوم تربیتی و مسلکی، دانشگاه تعلیم و تربیه کابل، افغانستان

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :