تحلیلی بر شاخص های چیدمان فضایی فضاهای بینابینی در بناهای تاریخی عصر صفویه (مطالعه موردی: مسجد امام اصفهان، خانه اخوان حقیقی و مجموعه گنجعلی خان کرمان)
فایل این مقاله در 30 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 30 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در معماری دوره صفوی، فضاهای بینابینی را نباید صرفا گذرگاه های عملکردی قلمداد کرد، بلکه این فضاها به مثابه سازوکارهایی ساختاری برای تولید معنا، سازمان دهی دقیق روابط اجتماعی و پاسخگویی هوشمندانه به شرایط اقلیمی عمل می کردند. پژوهش حاضر با هدف تبیین این نقش ساختاری و نشان دادن چگونگی بازتاب جهان بینی صفوی در پیکربندی فضا، سه نمونه شاخص را مورد بررسی هدفمند قرار می دهد: خانه حقیقی به عنوان نشان دهنده عرصه خصوصی، مسجد امام اصفهان به منزله فضای عمومی آیینی و مجموعه گنجعلی خان کرمان به عنوان یک مجموعه نیمه عمومی و شهری. روش شناسی این تحقیق بر رویکردی ترکیبی استوار است که خوانش تاریخی - تفسیری را با تحلیل دقیق پیکربندی فضایی، مبتنی بر نظریه نحو فضا تلفیق می کند. بدین منظور، پلان بناها بازخوانی شده، در نرم افزار Depthmap X تحلیل گردیده و شاخص های کلیدی اتصال، ادغام در سطوح محلی و کلی و میانگین عمق، به عنوان سنجه های عینی و اصلی به کار گرفته شده اند. نتایج تحلیل های صورت گرفته، نشان دهنده آن است که فضاهای مرکزگرا، به ویژه حیاط ها و ایوان ها، در هر سه تیپولوژی با بالاترین مقادیر ادغام و اتصال و کمترین میزان عمق، به مثابه گره های اصلی برای تعاملات اجتماعی، برگزاری آیین ها و سازمان دهی الگوی حرکت عمل می کنند. در مقابل، فضاهای پیرامونی با ادغام و اتصال کمتر و عمق فضایی بالاتر، قلمروهای خصوصی و حریم مند را تشکیل می دهند. این الگوی دوگانه سلسله مراتبی در مقیاس خانه، مسجد و مجموعه شهری تکرار شده و بیانگر وجود منطق ساختاری مشترک در معماری صفوی است. تفسیر ترکیبی داده های نحوی و خوانش فرهنگی - نمادین، بیانگر هم پوشانی شاخص های کمی نحو فضا با لایه های معنایی است. برای مثال، ادغام بالای ایوان ورودی مسجد امام، به طور هم زمان با تجربه دعوت، هدایت نگاه به آسمان و مفهوم آستانه سازی قدسی انطباق می یابد. بر پایه مدل مفهومی نهایی، فضاهای بینابینی در معماری صفوی یک نظام هم زمان کالبدی، اقلیمی و معنا محور را ایجاد می کنند که در آن، معماری به زبانی سازمان یافته برای تولید و توزیع معنا، منزلت و تجربه قدسی تبدیل می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
دانشجوی دکتری، گروه معماری، دانشکده معماری، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران
دانشیار گروه معماری، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران
استادیار گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی گرمسار، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران